دشت‌هایی چه فراخ!

دشت‌هایی چه فراخ!
کوه‌هایی چه بلند
در گلستانه چه بوی علفی می‌آمد!
یونجه‌زاری سر راه،بعد جالیز خیار
لب جویی بودیم، کفش ها وا کندیم و نشستیم، پاها در آب:
"من چه سبزم امروزو چه اندازه تنم هوشیار است!
نکند اندوهی، سر رسد از پس کوه.
وچنان سرمستم که دلم می‌خواهدبدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه.
دورها آوایی است، که مرا می‌خواند.
دیدگاه ها (۱)

دشت‌هایی چه فراخ!کوه‌هایی چه بلنددر گلستانه چه بوی علفی می‌آ...

‌ دشت هایی چه فراخکوه هایی چه بلنددر گلستانه چه بوی علفی می ...

دشت هایی چه فراخکوه هایی چه بلنددر گلستانه چه بوی علفی می آم...

دشت هایی چه فراخکوه هایی چه بلنددر گلستانه چه بوی علفی می آم...

دشت هایی چه فراخ کوه هایی چه بلند در گلستانه چه ب...

‌ دشت هایی چه فراخکوه هایی چه بلنددر گلستانه چه بوی علفی می ...

دشت هایی چه فراخ            کوه هایی چه بلند در گلستانه چه ب...

تا شقایق هست زندگی باید کرد دشت هایی چه فراخ            کوه ...

گیوه ها را کندم ، ونشستم پاها دراب ، من چه سبزم امروزوچه ا...

#دشت‌هایی چه فراخ!کوه‌هایی چه بلنددر گلستانه چه بوی علفی می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط