به شهر عشق چون شهزاده ای تو
به شهر عشق چون شهزاده ای تو
دمی دلبر،دمی دلداده ای تو
چو مهرت در میان سینه افتاد
به مستی ساغر صد باده ای تو
جنون امیز گشته شعرم امروز
بدان در دام دل افتاده ای تو
بیا با من دمی از بوستان گو
که دیوان غزل سر داده ای تو
به مستی باده ای نوشم ز عشقت
که اتش در دلم بنهاده ای تو
گر اینک در فراق تو بمیرم
نشان عاشقیم داده ای تو
به در گاهت نهادم بوسه بر خاک
در این ویرانه ام،اباده ای تو
دمی دلبر،دمی دلداده ای تو
چو مهرت در میان سینه افتاد
به مستی ساغر صد باده ای تو
جنون امیز گشته شعرم امروز
بدان در دام دل افتاده ای تو
بیا با من دمی از بوستان گو
که دیوان غزل سر داده ای تو
به مستی باده ای نوشم ز عشقت
که اتش در دلم بنهاده ای تو
گر اینک در فراق تو بمیرم
نشان عاشقیم داده ای تو
به در گاهت نهادم بوسه بر خاک
در این ویرانه ام،اباده ای تو
- ۲.۸k
- ۲۳ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط