این انصاف نیست...

این انصاف نیست...
این انصاف نیست که ملال چشم هایم را گریه کردم
این انصاف نیست که شورش دست هایم را  واژه کردم
و تو آرام بخوانی...
و تو آهسته بگویی...
این انصاف نیست
این انصاف نیست که نام غیرتم را غرور خواندن
صدای احساس را دیوانه گفتن
و رقص واژه هایم را دروغ
این انصاف نیست که واژه هایم را درد کشیدم
این انصاف نیست که دردهایم را واژه چیدم
و تو آرام بخوانی...
و تو آهسته بگویی...
این انصاف نیست
صدا کن مرا...
صدا کن مرا میان شام های بی چراغ
صدا کن مرا از قفس های بی حصار
صدا کن مرا...
این انصاف نیست.. صدا کن مرا
صدای تو زیباست.. صدا کن مرا
این انصاف نیست.. صدا کن مرا...

شعر و دکلمه #رضا_رجل
دیدگاه ها (۲)

#شب_وصال#شب_وصالم_آرزوست#خدا #یاد_خدا #مناجات_با_خدا#دکلمه #...

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚 𝗽𝗮𝗿𝘁 24نگهان..... چراغ‌ های مدرسه یکی...

حَیِّ علی العَزا... 🖤مادرِ دل‌شکسته‌ی من...مادرِ جوانِ من......

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_22فصل یازدهم | ...

ازدواج اجباری

کپشن این پست نوشته بود:🔥 اینو فقط مردادی‌ها تا آخر بخونن... ...

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚 𝗽𝗮𝗿𝘁 31من این نامه رو برای خودم نوشته...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۶ات با شنیدن حرف سامان، آرام به ...

ساعت نزدیکای هفت شده بود و صدای قل‌قل خورش قورمه‌سبزی و بوی ...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط