اعتراف میکنم سر امتحان زبان دوست بغل دستیم که زبانش افتضا

اعتراف میکنم سر امتحان زبان دوست بغل دستیم که زبانش افتضاح بود ازم خواست برگه اون ودر حد ده بنویسم منم عند معرفت گفتم بذار بنویسم تا بنده خدا واسه یه بارم شده یه نمره خوب بگیره اقا 30دقیقه وقت داشتیم ماهم25 دقیقه واسه اون نوشتیم وبرگه ها رو عوض کردیم تا برگمو گرفتم واسمم ونوشتم برگه رو از زیر دستمون کشیدن خلاصه اولین صفرمون و گرفتیم حالا مگه معلممون ولم میکرد تازه دوستم خودشو واسم گرفته بود که19 شده میگفت باید جاشو عوض کنه پیش تنبلا نشینه
دیدگاه ها (۱)

#پارت11❤ ️تنهایی عشق ❤ ️رایان با غرور برگه اش رو گرفت و رف...

+ اوایل دهه 70..کی یادش میاد...*تو نیمکت ها باید سه نفری می ...

دوست قدیمی که تبدیل میشه به........پارت2اومدم بشینم سرجام که...

..شماا يادتون نمياد، تو نيمكت ها سه نفري می نشستيم بعد موقع ...

بعد این همه سال دیدمش.از موهای سفید کنار شقیقه وچین و چروکای...

برده عشق P¹⁶____دوباره برگشتم داخل خونه..با دیدن کاملیا سری ...

bad girl p: 40

#پارت صدو چهل و پنج... #کارن...بعد از این که کارین و تیام فه...

کامنت یادتون نره:)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط