دوست قدیمی که تبدیل میشه به

دوست قدیمی که تبدیل میشه به........
پارت2
اومدم بشینم سرجام که جونگکوک اومد نشست میخواستم دعوا کنم باهاش که تا اومدم چیزی بگم جونگکوک گفت
کوک: قیافتو اونشکلی نکن جیغ جیغ الکی هم نکن نکنه یادت رفته مه معلم ریاضی جای ما دوتا رو عوض کرده
ویو ا.ت
دیدم داره راست میگه پس هیچی نگفتم ولی من نمی‌خواستم بشینم اونجا لای اون همه پسر و تازه از یونا هم دور بودم تو فکر بودم که با صدای معلم که داشت می‌گفت میخواد برگه ها رو پخش کنه بچه خودم اومدم
برگه هارو پخش کرد خدارشکر سوال ها هم که هیچوقت نمیشه آسون باشه
امتحان دادیم و تموم شد رفتیم سمت سالن غذا خوری که غذا بخوریم بعد از غذا خوردن همه باهم دوباره رفتیم سرکلاس و همینجوری مدرسه تموم شد
چند روز بعد روز گرفتن برگه ی امتحان
ویو ا.ت
برگه ی امتحان رو گرفتم بله چیز دیگه هم انتظار نداشتم صفر شدم از بیست
چیزی نیست اشکالی ندارد فقط مامان بابام پارم میکنن چرا خوند نمره رو تو کلاس این معلممون
جونگکوک ویو
بله من مثل همیشه نمره کامل گرفتم ولی اون
دختره ا.ت هه صفر گرفت نمیدونم چرا ولی دلم براش سوخت تصمیم گرفتم که بهش کمک کنم
ا.ت داشت به اینکه چجوری خانواده اش رو بپیچونه فکر میکرد که یکدفعه کوک صداش کرد
کوک:ا.ت ا.ت ا.تتتتتت
ا.ت :ها چته
کوک:شیش بار صدات کردم چرا جواب نمیدی
ا.ت:حواسم نبود تو کارت رو بگو
کوک :یک اینکه شما و خانواده تون امروز میآید خونه ی ما بابام گفت
(بچه ها خانواده ی کوک و خانواده ی ا.ت باهم دوست های خوبی هستن)
ا.ت:خب دوم
کوک:دوم اینکه قراره شما بیشتر از قبل قراره بیاید خونه ی ما من هم تصمیم گرفتم توی درس هات بهت کمک کنم
ا.ت ویو
یه لحظه خوشحال شدم که میخواد بهم ریاضی یاد بده ولی چرا این تصمیم رو گرفته اههههه اصلا به من چه این موضوع به نفع منه
ا.ت:اوکی قبوله
بعد مدرسه خونه ا.ت
پ.ت:سلام دخترم ا.ت عزیزم امروز قراره همه باهم بریم عمارت jeon(اینگیلیسی نوشتم چون فارسی نشد)
ا.ت: میدونم اوکی
پ.ت:تو از کجا میدونی ؟
ا.ت:کوک تو مدرسه گفت
پ.ت :آها، ا.ت دخترم یه لباس خوشگل مشکل بپوشیا می‌خوام پوز دخترم رو بدم
ا.ت :چشم بابا جونم
شب ویو عمارت کوک اینا
(علامت مادر کوک رو م.ک و پدر کوک رو پ.ک میزارم)
م.ک و پ.ک :خوشآمدید عمل ت خودتونه راحت باشید
م.ت و پ.ت:خیلی ممنون زحمت دادیم
م.ک :نبابا این حرف ها چیه راستی ا.ت جون چه خبر جونگکوک طبقه ی بالاست توهم برو بالا
ا.ت :چشم مرسی ممنون فقط کدوم اتاق؟
م.ک: طبقه ی بالا سمت چپ
ا.ت : مرسی
ا.ت ویو
یه لباس مشکی خوشگل پوشیده بودم که تقریبا خط سینم معلوم بود موهام هم باز گذاشته بودم و راستی موهای من لایت قرمز داشت
تا در زدم و وارد اتاق شدم جونگکوک رو دیدم خیلی جذاب شده بود ولی من به روی خودم نیاوردم
ا.ت: سلام
کوک ویو
تو اتاقم نشسته بودم که یکدفعه در باز شد ا.ت بود واقعا خوشگل شده بود و با لباسی که پوشیده بود واقعا داشت تخریکم میکرد ولی ب روی خودم نیاوردم
کوک:سلام بیا بشین
جونگکوک روی مبل چرم داخل اتاقش نشسته بود میخواستم برم بشینم که دام گیر کرد به پای جونگکوک
جونگکوک ویو
دی م داره میفتم منم گرفتمش و دستم رو دور کمرش حلقه مردم که نیفته
و باهم افتادم ‌وی مبل می‌تونستم س.ی.....ن...ه های ق..ل..م.بهش رو روی س.ی....ن...ه های تختم احساس کنم و
ا.ت ویو
دیدم هم من دارم تحریک میشم هم کوک واسه همین سریع از روش پاشدم و گفتم
ا.ت: بهتره بریم پایین (با لوپ های گل افتاده)
جونگکوک: اوکی حالا چرا سرخ شدی؟(خنده)
ا.ت ویو
دیدم راست میگه
ا.ت:ها هیچی فقط گرممه
کوک:آها اونوقت مطمئنی ؟؟
ا.ت :آره بریم
با کوک رفتیم پایین که .......
دیدگاه ها (۰)

لباس ا.ت

مدل موی ا.ت

لباس ا.ت توی مدرسه لباس پسر ها هم هرچی خواستید خودتون تصور ک...

دوستی قدیمی تبدیل میشه به .......پارت یک `ویو ا.ت`ساعت تقریب...

تکپارتی اسمات از تهیونگ و جونگکوک و ا،ت ا،ت ویوسلام من ا،تم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط