چشم در آیینه کاری ام

چشم در آیینه کاری ام
گر من به شوق دیدنت از خویش می روم
از خویش می روم که تو با خود بیاری ام
بود و نبود من همه از دست رفته است
باری مگر تو دست بر آری به یاری ام
کاری به کار غیر ندارم که عاقبت
مرهم نهاد نام تو بر زخم کاری ام
تا ساحل نگاه تو چون موج بی قرار
با رود رو به سوی تو دارم که جاری ام
با ناخنم به سنگ نوشتم : بیا, بیا
زان پیشتر که پاک شود یادگاری ام
دیدگاه ها (۲)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

𐙚 پارت ³ | ویو نامراصدای زنگ مدرسه توی سالن غذاخوری پیچید و ...

نمیبخشمت p.23

قانون تو را قبول ندارد!https://farhikhteganonline.ir/news/25...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۷

از نو شکفت نرگس چشم انتظاری ام گل کرد خار، خار شب بی قراری ا...

از نو شکفت نرگس چشم انتظاری ام گل کرد خار خار شب بی قراری ام...

از نو شکفت نرگس چشم انتظاری ام گل کرد خار خار شب بی قراری ام...

از نو شکفت نرگسِ چشم‌انتظاری‌امگل کرد خارخار شبِ بی‌قراری‌ام...

شعـــــــــــر مهــــــــــــدوے #شعر_مهدوی از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط