از نو شکفت نرگس چشم انتظاری ام

از نو شکفت نرگس چشم انتظاری ام
گل کرد خار خار شب بی قراری ام

تا شد هزار پاره دل از یک نگاه تو
دیدم هزار چشم در آیینه کاری ام

گر من به شوق دیدنت از خویش می روم
از خویش می روم که تو با خود بیاری ام

بود و نبود من همه از دست رفته است
باری مگر تو دست بر آری به یاری ام

کاری به کار غیر ندارم که عاقبت
مرهم نهاد نام تو بر زخم کاری ام

تا ساحل نگاه تو چون موج بی قرار
با رود رو به سوی تو دارم که جاری ام

با ناخنم به سنگ نوشتم : بیا , بیا
زان پیشتر که پاک شود یادگاری ام
دیدگاه ها (۲۶)

گوش کن دارم صدایت می کنم باز دارم دل فدایت می کنم باز داری ب...

دو دریچه دو نگاه دو پنجرهدو رفیق دو هم نشین دو حنجرهدو مسافر...

شاید هم کبوتر بودیموقتِ پَر کشیدن‌ها ،اسیر شدیمبی‌بال خندیدی...

همه رفتند ، فقط من عقب قافله ام . . .بی حواسم ، کسلم ، ساکت ...

part3🦋@{در اتاق جییمن رو میزنه} قربان میتونم بیام تو-چته@لطف...

سمت تختش رفتم و خودمو انداختم روش مثل این بچه گربه ها از خوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط