{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از نو شکفت نرگسِ چشم‌انتظاری‌ام

از نو شکفت نرگسِ چشم‌انتظاری‌ام
گل کرد خارخار شبِ بی‌قراری‌ام

تا شد هزارپاره دل از یک نگاهِ تو
دیدم هزار چشم در آیینه کاری‌ام

گر من به شوقِ دیدنت از خویش می‌روم
از خویش می‌روم که تو با خود بیاری‌ام

بود و نبودِ من همه از دست رفته است
باری مگر تو دست برآری به یاری‌ام

کاری به کارِ غیر ندارم که عاقبت
مرهم نهاد نامِ تو بر زخمِ کاری‌ام

تا ساحلِ قرارِ تو چون موج بی‌قرار
با رُود رو به سوی تو دارم که جاری‌ام

با ناخنم به سنگ نوشتم: بیا! بیا!
زان پیشتر که پاک شود یادگاری‌ام

قیصر_امین‌پور
دیدگاه ها (۰)

ڪاش خبرهایِ خوب سر زده از راه میرسیدند.دستِمان را میگرفتند و...

💕می گوینـد قِسمت نیست حِکمَت است...خدایـا مـَن معنیِ قِسمت و...

اون زیباستبخاطر انگیزه ای که داره ‌‌..اون زیباستبخاطر اینکه ...

از لحاظ روحی احتیاج دارم الان اینجا باشم و به هیچی فکر نکنم ...

عشق پر مشغله : پارت چهل و سوم

پارت 45:نامهسوزومه و مایکی هر دو کاملا با گذشته فرق داشتن و ...

جادو ملکه جنگل ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط