تا به حال برای دلت مادری کرده ای؟

تا به حال برای دلت مادری کرده ای؟
در آغوشش بگیری و دست نوازشی به سر و رویش بکشی
بگویی: جانه دلم، غصه نخور، تمام میشود
جانه دلم، بی تاب نشو اینقدر، روزهای بی حوصلگی ات تمام میشود
پدری چه؟ پدری کرده ای؟
غیرتی شوی از اینهمه بی تابی اش
صدایت را خش دار کنی و بلندتر، جوری که از ابهت صدایت بترسد
سرش فریاد بزنی: که ای دل بی مروت، بس است
به خودت رحم نداری، به من پدر رحم کن
رها کن آن بی مذهبی را که تو را به این روز انداخته
باید برای دلتان پدری و مادری کنید
هوایش را داشته باشید
این دل را تنها و بی کس نکنید
که مبادا میان آن همه بغض، بی دل شوید.
دیدگاه ها (۵)

پارت آخر — «میراثِ عشق» 🖤سال‌ها گذشت.خانه‌ای که روزی پر از ص...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وسوم | انتخاب خونصدای رعد، جنگل را لرزا...

part : 20فقط 20 روز دیگه مونده استیو .. ، کمتر از یک ماه دیگ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❺_بخش اول_ساده‌لوح یا خوش‌باور نیستیم؛ آسمان چنا...

پرنسس ناخواسته

رمان خرس عسلی من فصل دو پارت یک جی‌یون ابی به سوون میده ولی ...

تا به حال برای دلت مادری کرده ای؟در آغوشش بگیری و دست نوازشی...

تابه حال برای دلت مادری کرده ای؟در آغوشش بگیری و دست نوازشی ...

تا به حال برای دلت مادری کرده ای؟در آغوشش بگیری و دست نوازشی...

تا به حال برای دلت مادری کرده ای؟ در آغوشش بگیری و دست نوازش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط