{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق من رو سوي فردا کرد و رفت

عشق من رو سوي فردا کرد و رفت

نامه هاي کهنه را تا کرد و رفت


خسته شد از من دلش طاقت نداشت

اشک چشمم مثل دريا کرد و رفت


عاقبت پی برد به پستی دلم

قصد فتح قله ها را کرد و رفت


از من و شادي من بيزار بود

گريه هايم را تماشا کرد و رفت


با حضورش غصه ها زخمي شدند

زخم غم ها را مداوا کرد و رفت


قلب من در دست او هم مي تپيد

قلب را خاک کف پا کرد و رفت


دل به زير پاي او فرياد زد

سر به سوی اسمان کرد و رفت


گفتمش چشم انتظارم تا ابد

انتظارم را چه زيبا کرد و رفت.
دیدگاه ها (۱)

عشق من رو سوی فردا کرد و رفتنامه های کهنه را تا کرد و رفتخست...

عشق من رو سوی فردا کرد و رفتنامه های کهنه را تا کرد و رفتخست...

پارت دوم ات : سلام کوکی جونگکوک : سلام عشقم قرارمون که یادت ...

#رفت‌و‌...رفت و غزلم‌چشم‌به‌راهش‌نگران‌شد دلشوره ی ما بود، د...

((بسم الله الرحمن الرحیم))یک شبی در زمهریر ازراه دوردرمیان ک...

زنگ انشاء شد عزیزان دفتر خود وا کنیدساعتی را با معلم صحبت از...

زنگ انشاء شد عزریزان دفتر خود وا کنیدساعتی را با...

*زنگ انشاء****زنگ انشاء شد عزیزان دفتر خود وا کنیدساعتی را ب...

زنگ انشا شد عزیزان دفتر خود وا کنیدساعتی را با معلم صحبت از ...

زنگ انشاء شد عزیزان دفتر خود وا کنیدساعتی را با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط