{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

I loved be angel

I loved be angel
PART 36






ا/ت . چون مو های تهیونگ بلند بود و معمولا رو صورتش می ریخت حتی با اون دستمالی که به صورتش بسته بود تشخیصش دادم....
نمیدونم بعد از اینکه منو فرستاد بیرون اون داخل چه اتفاقی افتاد...
اصلا برام مهم نبود هر بلایی سر اون شیخ های عوضی هول بیاره حقه شونه...
کناره نرده ها نشستم و زانو هامو بغل کردم که چند لحظه بعد تهیونگ با یه مرد از اتاق اومد بیرون اما بازم صورتش رو پوشونده بود اما چرا؟
تهیونگ واقعا کیه ؟ امکان نداشت یه فرد عادی باشه .!
اگه نه چرا باید صورتشو میپوشنده ؟
چرا باید تو یه بار قرار کاری بزاره و به منشیش برگه قرارداد رو بده که امضا کنه؟
اگه می خاست منو به اون شیخ ها بده چرا اومد نجاتم بده؟
این مرد واقعا دیونه اس...دیونه...!!
بهش نگاه میکردم و تو همین فکر بودم که نشست رو پاهاش و تو چشمام نگاه کرد و کاملا بیخیال انگار ته انگار که اتفاقی افتاده با صدای بمش گفت..
تهیونگ. بلند شو بریم...( بم
ا/ت. چیزی نگفت و با چشمایی که مردمکش هنوزم میلرزید به تهیونگ نگاه کرد....
تهیونگ. اون جوری نگام نکن خانم دکتر...مجبور بودم...( آروم و بم
ا/ت. همچنان با سکوت نگاش میکرد
تهیونگ. ا/ت این سکوتت داره می ره رو مخم پاشو بریم...( یکم عصبی
ا/ت.......
تهیونگ. بلند میشی یا بلندت کنم؟ ( عصبی
ا/ت. بلند شدم و جلو جلو میرفتم و قشنگ تهیونگ رو حس میکردم که با فاصله کمی از من داره راه میاد...
ا/ت. از هتل رفتیم بیرون اون مردی که با تهیونگ بود در رو برام باز کرد و نشستم تهیونگ و خودش هم سوار شدن و راه افتادیم....






ادامه دارد......
#تابع_قوانین_ویسگون
#ویسگون
#فیک
دیدگاه ها (۱۳)

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏هوا بارونی بود و صدای بارون ...

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁶⁴چند ثانیه هیچ‌کس چیزی نگفت.همه به ا/ت خ...

《برادره ناتنیم》(پارت ۷)ویو ا/تاون مین جو بود کهمین جو: اووو ...

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

(دلداده)ا/ت:آره شروع کردم به ناز کردن سرش تقریبا یه ۱۰ مین د...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط