{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب خدیجه می رود از خانه ی وحی

امشب خدیجه می رود از خانه ی وحی

تاریک شد در ماتمش کاشانه ی وحی

چشم از #خدیجه بر نمی دارد پیمبر

خون جگر از دیده می بارد #پیمبر
دیدگاه ها (۱)

از پی دیدن رخت همچو صبا فتاده‌امخانه به خانه، در به در، کوچه...

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

🩵🤍 چشم‌هایت رادر رؤیاییکه پایان نداشت،دیده‌ام...پناهِ روشنِ ...

این چشم غره‌های پدر از چیست؟ ... مادر من اشتباه نکردم کهتا چ...

🖤 𝑻𝒂𝒆𝒌𝒐𝒐𝒌«تو را دوست دارم...»نه شبیه باران،که آرام می‌بارد و...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

گرم بود...آرام آرام پایین می آمدچشم هایش را می دیدم...نگاهش ...

You hear that?- Mehrdad Pirshahbaz - Scream It Out (Ft Mohsen Mirnia and Aura)

حنا بندان جنوب اشک و لبخند بهم آمیخته است. اغلب مادرها و خوا...

فیککککککک های جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط