You hear that?- Mehrdad Pirshahbaz - Scream It Out (Ft Mohsen Mirnia and Aura)
میشنوید؟
این صدای جهانیه که ما رو نادیده میگیره.
اما امشب… امشب مجبورشون میکنیم بشنون
این فریاد ماست.
این دعای ماست
آنها آتش را با ترس و دروغ شعله ور میکنند،
رویاهایی را میفروشند که مانند نور در حال مرگ محو میشوند.
صفحهها هر روز از غم و اندوه خون چکه می کنند
سایههایی را در مسیر ما میکارند
این وزن تلخ درون سینههای ما،
در حالی که قدرتمندان پشت می کنند و آرام می گیرند.
آنها دستی را میفشارند، سپس بلافاصله خطی میکشند،
و قلب تو رو از قلب من جدا میکنن.
دیوارهایی از کینه و سنگ بالا میبرن
در حالی که ما اینجا ایستادهایم خسته، تنها…
منتظر…
هنوز منتظریم…
اما میتوانید آن را زیر پوست خود حس کنید؟
جرقهای که در اعماق وجودت بیدار میشود؟
مانند طوفانی در حال رشد برمیخیزد
نیرویی آرام که در حال شکلگیری است.
پس محکم بایست و رها نکن!
وقتی شب سرد میشه ما نور خواهیم بود!
در برابر ترس، در برابر دروغها
روح ما هرگز نمیافتد یا نمیمیرد!
از خانههای ویران گرفته تا خیابانهای شهر،
این قلب من هرگز طعم شکست را نخواهد چشید!
امشب تو تنها نیستی
با هم، روشن خواهیم سوخت!
آنها نقاب را میبینند، نه آنچه که هستیم،( خوده واقعی ما را )
سپس قلبهای آرام ما را از هم می درن
نامی متفاوت، چهرهای متفاوت
اما هنوز توی همون چرخه ی قدیمی گیر افتادهایم.
آنها امید ما را میگیرند، آرامش ما را میدزدند،
آنها در حالی که التماس میکنند، برمیخیزند و هرگز متوقف نمیشوند.
در حالی که مادران میشکنند و کودکان گریه میکنند،
آنها برجهای خود را تا آسمان میسازند.
آنها از ما میپرسند که چرا هرج و مرج و آشوب افزایش مییابد
انگار که نمیتوانند بدانند…
انگار که نمیتوانند بدانند..
اما آیا میتوانید آن را بشنوید؟ بلندتر میشود؟
صدای زنجیرهایی که به زمین می افتند؟
با یک صدا شروع میشود، قوی و واضح
ندایی رو به افزایش بلند می شود برای شنیدن همه.
پس محکم بایستید و رها نکنید!
ما نور خواهیم بود وقتی شب سرد شود!
در برابر ترس، در برابر دروغها
روح ما هرگز سقوط نمیکند و نمیمیرد!
از خانههای ویران گرفته تا خیابانهای شهر،
این قلب من هرگز طعم شکست را نخواهد چشید!
امشب تو تنها نیستی
با هم، نورانی خواهیم درخشید!
وقتی سر و صدا محو میشود و امید انگار از بین میرود…
وقتی هر قدم سنگین و اشتباه به نظر میرسد…
وقتی سایهها لبهی دیدت را فرا میگیرند…
فقط به کنارت نگاه کن – به نبرد بپیوند.
این صدای جهانیه که ما رو نادیده میگیره.
اما امشب… امشب مجبورشون میکنیم بشنون
این فریاد ماست.
این دعای ماست
آنها آتش را با ترس و دروغ شعله ور میکنند،
رویاهایی را میفروشند که مانند نور در حال مرگ محو میشوند.
صفحهها هر روز از غم و اندوه خون چکه می کنند
سایههایی را در مسیر ما میکارند
این وزن تلخ درون سینههای ما،
در حالی که قدرتمندان پشت می کنند و آرام می گیرند.
آنها دستی را میفشارند، سپس بلافاصله خطی میکشند،
و قلب تو رو از قلب من جدا میکنن.
دیوارهایی از کینه و سنگ بالا میبرن
در حالی که ما اینجا ایستادهایم خسته، تنها…
منتظر…
هنوز منتظریم…
اما میتوانید آن را زیر پوست خود حس کنید؟
جرقهای که در اعماق وجودت بیدار میشود؟
مانند طوفانی در حال رشد برمیخیزد
نیرویی آرام که در حال شکلگیری است.
پس محکم بایست و رها نکن!
وقتی شب سرد میشه ما نور خواهیم بود!
در برابر ترس، در برابر دروغها
روح ما هرگز نمیافتد یا نمیمیرد!
از خانههای ویران گرفته تا خیابانهای شهر،
این قلب من هرگز طعم شکست را نخواهد چشید!
امشب تو تنها نیستی
با هم، روشن خواهیم سوخت!
آنها نقاب را میبینند، نه آنچه که هستیم،( خوده واقعی ما را )
سپس قلبهای آرام ما را از هم می درن
نامی متفاوت، چهرهای متفاوت
اما هنوز توی همون چرخه ی قدیمی گیر افتادهایم.
آنها امید ما را میگیرند، آرامش ما را میدزدند،
آنها در حالی که التماس میکنند، برمیخیزند و هرگز متوقف نمیشوند.
در حالی که مادران میشکنند و کودکان گریه میکنند،
آنها برجهای خود را تا آسمان میسازند.
آنها از ما میپرسند که چرا هرج و مرج و آشوب افزایش مییابد
انگار که نمیتوانند بدانند…
انگار که نمیتوانند بدانند..
اما آیا میتوانید آن را بشنوید؟ بلندتر میشود؟
صدای زنجیرهایی که به زمین می افتند؟
با یک صدا شروع میشود، قوی و واضح
ندایی رو به افزایش بلند می شود برای شنیدن همه.
پس محکم بایستید و رها نکنید!
ما نور خواهیم بود وقتی شب سرد شود!
در برابر ترس، در برابر دروغها
روح ما هرگز سقوط نمیکند و نمیمیرد!
از خانههای ویران گرفته تا خیابانهای شهر،
این قلب من هرگز طعم شکست را نخواهد چشید!
امشب تو تنها نیستی
با هم، نورانی خواهیم درخشید!
وقتی سر و صدا محو میشود و امید انگار از بین میرود…
وقتی هر قدم سنگین و اشتباه به نظر میرسد…
وقتی سایهها لبهی دیدت را فرا میگیرند…
فقط به کنارت نگاه کن – به نبرد بپیوند.
- ۱۴۶
- ۱۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط