{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسر به مادرش گفت ببین تو هم نماز میخونی هم روزه میگیری ول

پسر به مادرش گفت ببین تو هم نماز میخونی هم روزه میگیری ولی خدا هیچی بهت نمیده, ولی منی که نه نماز میخونم نه روزه میگیرم هر چی ازش خاستم رو بهم داده
طفلک پسر نمیدانست مادر از خدا فقط یک چیز میخواهد انهم اینکه هرچه پسرش میخواهد به او بدهد
دیدگاه ها (۱)

ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﻧﮑﻦ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩﺗﺎﺭ ﻣﻮﻫﺎﺕ ﺭﻓﯿﻖ ﺩﺍﺭﯼ، ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺤﺘﺎﺟﺸﻮﻥ ﻣﯿ...

چشم هایم را به بیمارستان میبرم؛ نمیدانم چه مرگشان شده؛ هر شب...

سردرگمی زنان ایرانیقبل از ازدواج:پدر:بروخونه شوهرت هر غلطی خ...

هر روز این عشق یکطرفه را طی میکنم یکبار هم تو گامی بدین سو ب...

[اونا هیچی در باره ما نمیدونن] part 2

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟔جونگکوک:اهان، خب ببین اگه بخندی میگیرم...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟕𝟓پسر همونطور که داشت شبکه های تلویزیون ...

در نیمه های شب پارت سیزدهم (فلش بک به زندگی زاندر)

رمان آرام باش

پارت دوم ادامه سناریو قفل آبی

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 7|فلش بک عمارت جئون ...

دروغی که واقعی شد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط