{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی از کنار آب می نویسم

وقتی از کنار آب می نویسم
تمام سرنوشت رود شبیه جریان خند ه ای است
که لب های نیمه جان تو را می دود
وقتی آب های سراشیب تند روزگار
صفحه ی گذشت را ورق می زنند
من با عرض ارادت به چشم های بیکران تو عظمت خنده هاشان را می فهمم
روزی که از آب گذشتم خس خس چشم هات آتشم زد تا اینکه ستاره ای دنباله دار قلبم را فهمید
و از آنروز به بعد حس می کنم نیستم
و حس می کنم هستی!
چیزی نیست این قاب عکس من است که تو را به روزهای خسته ی بودنم می کشاند.
بخند که آب میرود و تبسم ساده ات جریان را به راه می اندازد
دیدگاه ها (۱)

آن لحظه ها همیشگی نبود ، عشق تو در قلبم ماندنی نبودبودنت در ...

با اینکه خیلی دوستت دارم اما ، دلم از تو گرفتهببین چشمانم را...

در میان من و تو فاصله هاست. گاه می اندیشم ــ می توانی تو به ...

همیشه هر گاه دلتنگت میشوم ، مینشینم در گوشه ای و اشک میریزمآ...

ای خدای مهربانم…گاهی فقط دلم می‌خواهد با تو حرف بزنم، بی‌هیچ...

ای خدای مهربانم…گاهی فقط دلم می‌خواهد با تو حرف بزنم، بی‌هیچ...

دوستت دارم، نه فقط برای لحظه‌هایی که کنارمی،برای تمام حس خوب...

عاشقانه های شبنم

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑨_بخش اول_گاهی او را خندانده ام...

پارت ۴: از استیجِ رؤیاها تا قلبِ هایب!اون شبِ کنسرت، اصلاً ح...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط