#گناهکار_من🎀

#گناهکار_من🎀
#پارت_بیست_و_هشتم
ویو جونگکوک:
رفتم وسایل لازمو برداشتم و سوار ماشین شدم و سریع به سمت خونه یونگی رفتم*
رفت داخل خونه*
اینا چرا انقد استرس دارن (داشتن دور خونه میچرخیدن)
کوکی:سلام
شوگا: عا سلام کوکی به دادمون برسس
جیهوپ:بزار من توضیح بدم چیشده
توضیح داد که چیشده و کوکی قضیه رو فهمید*
تهیونگ:خب الان میتونی ردشو از گوشی بزنی
کوکی:آره آره اون لب‌تاپ رو از رو میز بده من
جیهوپ:اوکی بیا
پیداشون کرد*
کوکی:خب اینم از این الان دخترا اینجان
شوگا:عاا خیلییی ممنون داداش دمت گرم
سوار ماشین شدن و رفتن*
پرش به سمت ماشین هیونجین:
ات:تو کی هستییی
لیا:چرا مارو دزدیدیی فازت چیهه
عسل:بچه ها هیسس یه نقشه دارم(آروم)
لیا:چه نقشه ای؟؟
عسل:من اسلحه این مردرو میگیرم شماهم گازش بگیرین و بزنینش
ات:عاممم اوکییی من پایه ام
لیا:باش منم پایم
لایک کنیددد💕
دیدگاه ها (۲۰)

پارت ۸× خداحافظ+ خداحافظ...............‌‌‌.‌‌‌‌....ویو فردا ...

الماس زیبای من ...

ات با صدای لرزون گفت:ـ کجاست؟جیمین سرش رو بالا آورد.ـ ات، بذ...

پارت ۲دیگه مشخص نبود گریه کردم پس از دست شویی رفتم بیرون و د...

#عشق_بعد_نفرتپارت2ویو راوی: ات حرف جین رو تایید کرد و با اعض...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

پنهان عشق

رمان: تا وقتی که عاشقت بشم

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۰ پارتویو اتوقتی وارد سالن...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط