{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍁🍂

🍁🍂
من برگى بودم رها
در تنِ پاييز، رنگ در رنگ
آه افسوس و صد افسوس كه عاشق شده ام
در شبى سرد و خزان
غمِ دورى تو سخت زمينم كوبيد
و از آن پس
زير پاى عابران،له ميشدم

#مصى_لطفى
دیدگاه ها (۳)

🍂☕️عاشق که میشوی تمام جهان نشانه معشوقه‌ات دارند، یک موسیقی ...

ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻪ ﺩﻝ ڪﻮﺯﻩ ﯼ ﺁﺏ،ڪﻪ ﺑﺪﺍﻥ ﺳﻨﮓ ﺷڪﺴﺖﺑﺴﺘﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﻣﺤﺒّ...

ببخشید، سکه دارید؟می خواهم به گذشته ها زنگ بزنمبه آن روزهابه...

یاد ایامی که پیکان داشتیم...سال‌ها ماشینِ پیکان داشتیمجمعه ه...

نزدیک پاییز است

غمگین شددختری که به خنده معروف بود

برده عمارت جئون

اول مهرپاییز.۱۴۰۵/۷/۱پاییزشعری ست. محکم و گرم

### 🩸 پارت چهارم: بازتابی بدون چهرهتاریکی مطلق. حتی نوک انگش...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁷⁸نتونست ادامه بده،چشم‌هاشو بست و گوشه ...

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل سوم: تونل‌ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط