{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

...

...
در خواب دیدم دلبرم ، خندید و من بوسیدمش…
آرام چون پروانه ای ، رقصید و من بوسیدمش…

همپا شدم با گام او ، با ناز و با ایهام او،
با نم نم آوازها ، چرخید و من بوسیدمش…

در دشت و صحرای دلم ،امید بارش داشتم،
چون نرگسی درسینه ام ،روئیدو من بوسیدمش…

گفتم فدایت جان من، کی میشوی مهمان من،
آهسته در رویای من ، لغزید و من بوسیدمش…

رفتم کمی مستی کنم ، تا اوج همدستی کنم،
درجام احساس اندکی ،جوشید و من بوسیدمش…

تردید کردم در غزل، در بیتهایی بی مثل،
مشتی غزل در دیده ام،پاشید و من بوسیدمش...
دیدگاه ها (۴)

..گفتمش در دل و جانی تو بگو من چکنمگفت نبض ضربانی تو بگو من ...

..شوق من چندین برابر میشود با دیدنتوای من دیوانه ام دیوانه ی...

..از نگاه روی تو ، دل سیر می گردد مگرآخر آدم با تو باشد ، پی...

...آنکه دائم نفسش حس تو را داشت منماین چنین عشق تو در سینه ن...

در خواب دیدم دلبرم ، خندید و من بوسیدمش…آرام چون پروانه ای ،...

در خواب دیدم دلبرم ، خندید و من بوسیدمش…آرام چون پروانه ای ،...

در خواب دیدم دلبرم ، خندید و من بوسیدمش…آرام چون پروانه ای ،...

در خواب دیدم دلبرم ، خندید و من بوسیدمش…آرام چون پروانه ای ،...

در خواب دیدم دلبرم ، خندید و من بوسیدمشآرام چون پروانه ای ، ...

در خواب دیدم دلبرم ، خندید و من بوسیدمشآرام چون پروانه ای ، ...

در خواب دیدم دلبرم ، خندید و من بوسیدمشآرام چون پروانه ای ، ...

در خواب دیدم دلبرم ، خندید و من بوسیدمشآرام چون پروانه ای ، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط