شازده کوچولو :

شازده کوچولو :

"آخرشم اونایی واسم میمونن
که اصلا روشون حساب باز نکرده بودم
و گذاشته بودمشون حاشیه ی زندگیم"

روباه روزنامه روی میز رو برداشت
عینکشو زد و گفت:

"اوناهم منتظرن بیاریشون وسط
تا برن...
دیدگاه ها (۲)

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۲ *سانیار*سانیار : بابا‌؟ تو همچی...

اخرین دعا 22

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "32""ویو جئون آنجلینا"حوصل...

★دوست بچگی...(p⁶(endعمیقاً احساس میکردم دارم با یک غریبه حرف...

part 2بعد اینکه پزشک دارو ها رو تجویز کرد.. با تشکر از اتاقش...

پارت: 8 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی پیاز داغ سوخته و مایع ظرفش...

p3

***### 🖤 **رمان / سناریو: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۶چرا؟ +_... نمیدونم...

پارت: 24 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آسمونِ بیرون از پنجره‌های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط