مثل بندبازى آموزش نديده روى بندى پوسيده بر فراز دره‌ای تا

مثل بندبازى آموزش نديده روى بندى پوسيده بر فراز دره‌ای تاریک، كه به تق و لق بودن مسير و حياتش عادت كرده، با پاهاى تاول‌زده اما سرمست روى طناب متلاطم مى‌رقصد و روزمرگی مى‌كند، و دیگر به ياد نمى‌آورد زندگی بر زمین سفت و مطمئن چه حالى داشت.

#آنالی_اکبری
دیدگاه ها (۰)

با خارها راهش را میبندم: شباهت ضلالت کوماری و بهائیت

Not destined

سایه‌های مافیاپارت : ۲۲ صدای شلیک هنوز در خیابان می‌پیچید.هم...

Part4

...My evil angel...پارت ¹¹🪽🔥 فصل یازدهم: مرز میان تاریکی و ن...

داستانی زیبا از سه بار ملاقات با امام زمان عج در یک سفر........

#PART: ۸۸#CHAPTER: 2〖#Creepy_Love عشقِ ترسناک✦.................

P̴̧̹̮͇̥̜̯̜̠͌͜͝ḁ̸̹̐̅̽͝r̴̳͚̖̭̭͚͉̩̃͒̌̽̇̊͘͝t̴̖̱̼̭͈͋ ̵͇̳̺̼͕̂͗̿̃3...

Part:54 امیلی با احتیاط ورقه های دست نویس پوسیده رو باز کرد....

عنوان رمان: پیمانِ یخ و آتش‌## پارت سوم: شکاف در دیوارِ یخ‌م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط