{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرچند پیش روی تو غرق خجالتند

هرچند پیش روی تو غرق خجالتند
چشمان این غریبه فقط با تو راحتند
بانو...به بی قراری شاعر ببخش اگر
این شعرها به حضرت چشمت جسارتند
آغوشت آشیانه ی گرم کبوتران
لبخندهات...حس نجیب زیارتند
دور از نگاه سرد جهان...دست های من
با بافه های موی تو سرگرم خلوتند
دنیا سکوت های مرا ساده فکر کرد
از حرف دل پُرند...اگر بی شکایتند
بی خواب کوچه گردی و بدخوابی ام نباش
دلشوره های هرشبم از روی عادتند
هی کوچه...کوچه...کوچه...به پایان نمی رسم
شب های سرد و ابری من بی نهایتند...!
دیدگاه ها (۱)

شاخه ی بید ی و با هر باد سـر،خـم می کنـیسخت آوردم به دستـت س...

باید باور کنیمتنهاییتلخ‌ترین بلای بودن نیست،چیزهای بدتری هم ...

چقدر بغض بخوانم سکوت بنویسم؟ چقدر حرف دلم را منوط بنویسم؟......

انگار دست های تو تب دارند...لرزی عجیب در تنت افتادههرچند بست...

هرچند پیش روی تو غرق خجالتندچشمان این غریبه فقط با تو راحتند...

هرچند پیش روی تو غرق خجالتند چشمان این غریبه فقط با تو راحتن...

هرچند پیش روی تـــو غرق خجالتندچشمان این غریبه فقط با تو راح...

هرچند پیش روی تـــو غرق خجالتندچشمان این غریبه فقط با تو راح...

هرچند پیش روی تو غرق خجالتندچشمان این غریبه فقط با تو راحتند...

هرچند پیش روی تو غرق خجالتندچشمان این غریبه فقط با تو راحتند...

هرچند پیش روی تـــو غرق خجالتندچشمان این غریبه فقط با تو راح...

هرچند پیش روی تو غرق خجالتندچشمان این غریبه فقط با تو راحتند...

هرچند پیش روی تـــو غرق خجالتندچشمان این غریبه فقط با تو راح...

بی خوابِ کوچه گردی و بدخوابی ام نباشدلشوره های هرشبم از روی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط