{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرچند پیش روی تـــو غرق خجالتند

هرچند پیش روی تـــو غرق خجالتند
چشمان این غریبه فقط با تو راحتند

بانــو...به بی قراری شاعـــر ببخش اگــر
این شعرها به حضرت چشمت جسارتند

آغوشت آشیانه ی گرم کبوتران
لبخندهات ... حس نجیب زیارتند

دور از نگاه سرد جهان...دست های من
با بافه های موی تـــو سرگـرم خلوتند

دنیا سکوت های مرا ساده فکر کرد
از حرف دل پرند ... اگر بی شکایتند

بی خواب کوچه گردی و بدخوابی ام نباش
دلشـوره های هرشبم از روی عادتند

هی کوچه...کوچه...کوچه...به پایان نمیرسم
شب های سرد و ابری من بی نهایتند...!

#اصغر_معاذی
دیدگاه ها (۳)

هرچند پیش روی تـــو غرق خجالتندچشمان این غریبه فقط با تو راح...

هرچند پیش روی تـــو غرق خجالتندچشمان این غریبه فقط با تو راح...

هرچند پیش روی تو غرق خجالتندچشمان این غریبه فقط با تو راحتند...

هرچند پیش روی تو غرق خجالتندچشمان این غریبه فقط با تو راحتند...

هرچند پیش روی تو غرق خجالتندچشمان این غریبه فقط با تو راحتند...

هرچند پیش روی تو غرق خجالتند چشمان این غریبه فقط با تو راحتن...

هرچند پیش روی تو غرق خجالتندچشمان این غریبه فقط با تو راحتند...

هرچند پیش روی تو غرق خجالتندچشمان این غریبه فقط با تو راحتند...

هرچند پیش روی تـــو غرق خجالتندچشمان این غریبه فقط با تو راح...

بی خوابِ کوچه گردی و بدخوابی ام نباشدلشوره های هرشبم از روی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط