{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فردا صبح وسایلمو چیده بودم سوار ماشین شدم رفتم فرودگاه مو

فردا صبح وسایلمو چیده بودم سوار ماشین شدم رفتم فرودگاه موقعی که رسیدم نامجون و دیدم اومد سمتم
نامجون:میخواستی یک ساعت دیگه میومدی
ا.ت: باشه حالا تیکه ننداز
سولی: ا.ت تو با این پسره چیکار میکنی
ا.ت: خودش اومد سمتم
نامجون: من دوست پسرشم مشکلی داری
سولی: ا.ت این پسره چی میگه
نامجون: برو پی کارت تا نزدم لت و پارت کنم
سولی: ب باشه
ا.ت: تو به چه حقی میگی دوست پسرمی هان
نامجون: وایسا از دوست پسر بشم ددیت اون موقع میفهمی
سوار هواپیما شدیم نامجون کنارم بود راستش من از پرواز میترسم رنگم عین گچ شده بود
نامجون: ا.ت حالت خوبه
ا.ت: راستش من از پرواز میترسم
نامجون: منو نگا فقط یک ثانیه ست دیگه

هواپیما یکم تکون خورد که دست نامجون گرفتم
نامجون: دیدی نترس دیگه
ا.ت: باشه
چشمامو بستم که خوابم برد
نامجون ویو
خیلی تحریک شده بودم دلم میخواست ددیش باشم دیدم خوابه آروم سرشو گذاشتم رو شونم
دیدگاه ها (۰)

پارت. ۳۱

سناریو بونتن پارت۴

دختر تنها______________________________________ویو ا/تخیلی خ...

《برادره ناتنیم》(پارت ۶)ویو ا/ترفتم یک کراپ و دامن تن کردم رف...

True Love⑥فردا ا/تبیمارستان بودم ساعت استراحتم بود گوشیم رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط