{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#هادی_دلها

#هادی_دلها


می خواستم به منطقه عملیاتی بروم که هادی را دیدم. اصرار داشت با من بیاد، همان روز هماهنگ کردم و با هادی حرکت کردیم.

خیلی خوشحال بود. انگار گمشده اش را پیدا کرده. همانجا روی کاغذ نوشت:

#عاشق_مبارزه_باصهیونیست_ها_هستم.

#شهید_محمد_هادی_ذوالفقاری
#خاکیان_خدایی
دیدگاه ها (۱)

____[The Forbidden Crossing]____

𐙚🦋 پارت سوم — «یه قدم تا شکست» 🦋𐙚ویو آتروز بعد، دوباره بعد ا...

لبخند قاتلپارت⁴⁶ویو جونگ‌کوکماشین توی خیابون‌های خلوت حرکت م...

پارت 7خندیدم و گفتم نارا: ممنونقلبم شروع کرده بود به تند تند...

Custom bride part : 12

وقتی گرگینه بود📎پارت ۴ولی انگار سرنوشت چیز دیگری رقم زده بود...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁵ویو تهیونگ که یهو یونا داد زد: ...

فیک: زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...پارت چهارمویو ات: ...

پارت ۳۳

The Rival’s Embrace🍂✨️Part¹¹فضای استودیو، ترکیبی از آرامش و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط