وقتی گرگینه بود📎

وقتی گرگینه بود📎
پارت ۴
ولی انگار سرنوشت چیز دیگری رقم زده بود
روز بعد به همراه کل کمپانی رفتیم که اطراف جنگل قدم بزنیم
همون مرد رو دیدم که داشت به یه ادم صدمه میزد
اما به محض اینکه چشمش خورد به من اروم شد
اون یارو رو ول کرد و نشست سرجاش
این امکان نداره
مگه میشه گرگینه..با اون خشم فقط با دیدن یه آدمیزاد اروم بشه؟
سعی کردم دیگه توجهی نکنم...به ادامه راه رفتم
تمام مدت سنگینی حضور کسی رو پشت سرم...خیلی خیلی نزدیک حس میکردم
و اصلا دلم نمیخواست برگردم و ببینمش...چون هر لحظه حس میکردم اگر برگردم ممکنه بشه آخرین لحظه زندگیم

تقریبا نزدیکای غروب شد توی کمپانی نشسته بودیم و مارشمالو کباب کردیم..آتیش روشن کردیم و نشستیم به حرف زدن...هرکس یه خاطره که به نظر خودش قشنگ بود رو تعریف می‌کرد...
همه میخندیدیم و شاید.. این لحظات تنها لحظاتی بودن که کمک کردن یکمی از فکر اون گرگینه در بیام...
دیروقت شد من و جویونگ به معلم کمک کردیم که وسایل رو از توی محوطه باز جمع کنه
و طبق معمول گرگینه اونجا بود
نگاهم میکرد و نگاهش برق خاصی داشت
نه از لحاظ اینکه طعمه پیدا کرده...
از نگاهش حس اینکه در‌کنار‌ من آرومه رو میگرفتم..
وسایل جمع شدن...
چراغ ها خاموش شد...
بچه ها کم کم رفتن تو چادرهاشون
منم خواستم برم که صدای غرش گرگینه رو از پشت سرم شنیدم
ولی چیزی که رنگ از صورتم پروند صدای غرشش نبود...
(جونگکوک رو با ×نشون میدم)
×دویونگ
ا..اسم منو از کجا میدونه؟؟؟
ادامه دارد....
حمایت کنید قربونتون برم📎
دیدگاه ها (۲۲)

پارت ۱۰: پناهگاهِ شیشه‌ایصدایِ ضربه‌ها به در، انگار از یه دن...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹.part:¹...

پارت بیستم《Custom kiss》 ویو تهیونگ:+توی ...

🎸𝓘𝓽'𝓼 𝓱𝓲𝓼 𝓵𝓪𝓾𝓰𝓱𝓽𝓮𝓻, 𝓘 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓲𝓽 ♡🎸𝓟𝓪𝓻𝓽_3نویسنده؟!؟شعله‌بانو!!{...

ترکم نکن

Do I love him, or do I hate him?p:¹¹توی بغلش هق هق میکردم_هع...

چشمم از نگاهش فروریخت.سریع به سمت یکی از گل‌های بزرگ و پرزرق...

پارت ۶۵

Cold melodypart3سکوتِ استودیو دیگه از سکوتِ عادی نبود؛ از سک...

وقتی همسرت و استادت بود🩵پارت ۲حس کردم پاهام خالی شد و بعدش د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط