رویایی واقعی اما مانند دروغ.....

پارت بیست ‌و دوم

(راهروی هاگوارتز)

ملورین:دستم رو ول کن متیو....دردم گرفت!
متیو:نه نه ولت نمی کنم تا یاد بگیری دختر خوبی باشی
ملورین:من فقط حقیقت رو گفتم!
متیو:خوب پس من هم می‌خوام حقیقت رو عوض کنم
ملورین:چی...چی منظورت چیه!؟(با ترس و کنجکاوی)
متیو:گفتی با ما رابطه نداشتی و چیز جدی بین ما نبوده....خب..میخوام تغییرش بدم کوچولو
ملورین:بس کن متیو...اینکار نکن(با لحن هشدار دهنده)
متیو:چرا؟مگه یه چیز واقعی نمیخواستی؟مگه یه سند برای اینکه ما با هم هستیم نمیخواستی؟
ملورین:نه...منظورم....این..نبود..(با صدای لرزون درحالی که متیو نزدیکش می‌شد و ا‌ون رو به دیوار فشار میداد)
متیو:پس چی؟...زبونت رو موش خورده؟
ملورین:من..من..
متیو:حسابی سرخ شدی....میتونم حس کنم که نفس هات سنگین تر شده...ضربان قلبت بالا رفته...بدنت خیلی خوب به من جواب می‌ده ملورین...(با یه لبخند شیطانی)
ملورین:نه...نه اینطور نیست!
متیو:بدنت بهت خیانت می‌کنه ملورین....(آروم در گوش ملورین میگه )
ملورین:متیو برو کنار....(با صدایی لرزون گفت)
متیو:باشه...اما یادت باشه...دختر خیلی بدی بودی..
ملورین:اصلا برام مهم نیست...
متیو:خوب باید مهم باشه..

حمایت کنید جیگر های منننن☁️☀️

#پسرای_اسلیترین
#آهنگ
#سناریو
#بی_تی_اس
#ری_اکشن
#موزیک
#بلک_پینک
#استرنجر_تینگز
#سناریو_بی_تی_اس
دیدگاه ها (۴)

متیو و دختری از جنس دریا p1

بفرمایید باقلوا با چای😋جاتون سبز،بچه ها من کلاً آدمیم که دلم...

‏🐺[۱۱:۰۸ به وقت آرژانتین]خوب خوابیدم ㅋㅋㅋها، ولی شاید باید دس...

یه هدف داری، ولی هر بار برای شروعش گیر می‌کنی؟ WOOPیه روش چ...

رمان: فقط یک قدم تا توپارت۱:*درخواستی*ویو ی ا.ت:روز اوله هاگ...

زیبای کوچک فریبکار

اول اینکه"🦌: من کنجکاوم که اوان در زندگی روزمره چه کارهایی ا...

پارت چهارم: نقابِ دوستکلاس هنوز پر از همهمه بود که برادرهام ...

گاهی فکر می‌کنم بعضی آدم‌ها بی‌خبر وارد زندگی آدم میشن و بعد...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 23بیمارستان قدیمی سئول ـ ساعت ۱۰ صب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط