‌‌ִֶָ 

‌‌ִֶָ 
نگو پول، نگو تحصیلات، نگو ظاهر و قیافه،
نــگو روابط یا مســئولیت‌های زیــاد مــرا از
رسیدن به خـواسته‌هایم بازداشــته اســت.
خودت خوب مــی‌دانی که تمام اینها بــهانه
است. فقط یک چیز است که ما را از زندگی
کــردن رویاهــایمان باز مــی‌دارد، و آن ترس
است. دست و پای ترس را ببند تا دسـت و
پای خودت باز شود.

تیکه ای از کتاب: [نترس دختر غوغا به پا کن]
دیدگاه ها (۱)

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❹آدم باید پل‌ها را خراب کند، تا راه برگشتن نداشته...

قسمت ۷

پارت ۹: پشتِ درِ بستهنامجون با آرامش در رو پشت سرش بست و قفل...

&شیسه.... تو باید بری. اونا می‌کشنتشیسه میدونست. خوب چیکار م...

پارت: 26 (بخش2) **زاویه دید: زین**فضای راهروی اصلیِ دبیرستان...

فاصله یک لبخند تا جنون

{محکوم به لمس } part ۲۳ 杂交种 دست دراز کرد سمت موهای آرو تند ...

سناریو ی ماه سرخ: پارت ۲

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 23جین بعد از تماس رینا سریع سوار ماشین شد و د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط