چند پارتی
سلاام امیدوارم چطورتون عالییی باشه اومدم بایه چند پارتی از سانزو
خب اسم شما آیراس یه دختر با موهای مشکی و چشمای آبی
شما یه آدم کش قهارید صلاحتون خنجره مثله یوری تو خانواده جاسوس وشما عضو یه گنگ دیگه اید و اخلاقتون سرد ولی مهربون شما رزمی کار ماهری هستید و بدن انعطاف پذیری دارید
ویو زی زی:
یه مهمونی بزرگ بود که اکثر گنگ ها از جمله بونتن اونجا بودن
اونا سر میز نشسته بودن که یه دختر با یه لباس سفید خوشگل ظاهر شد و از قضا تنها دختر اونجا بود
ران: هی مایکی اون دختره دیگه کیه؟
مایکی: اون عضو گنگی که فردا قراره ببینیمشون
ران:واقعا یه دختر عضو اون گنگه
ریندو: درواقع اون یه آدم کش ماهره شنیدم خیلی از گنگا خواستن اونو عضو خودشون کنن ولی نتونستن و بعدش جنازشون پیدا شده اون زیبا و در عین حال کشندس بهش لقب ملکه مرگو دادن
سانزو: ملکه مرگ؟جالبه
ریندو: میگن هروقت میاد یه آهنگ عجیبو زمزمه میکنه اون برای رئیس گنگش با ارزشه طوری که همه علاوه بر رئیس اون گنگ از اونم حرف شنوی دارن رئیسش پیره احتمالا بعد مرگ اون گنگ به دست بگیره
سانزو: یه دختر رئیس گنگ به اون بزرگی ؟به حق چیزای ندیده و نشنیده
سانزو کل اون مهمونی چشم از آیرا برنداشت بنظرش خیلی خاص بود ...
آیرا برای سانزو مثل به معما بود که سانزو دلش میخواست حلش کنه
فردا صبح مگر گنگ ویکا(گنگی که آیرا عضوشه)
سانزو،ران،ریندو و مایکی کسایی بودن که تو اتاق منتظر رئیس بودن
رئیس مردی پیر بود اومدونشست مقابله مایکی
رئیس: خب پس محموله اصلحه رو میخواید کمکتون میکنم
مایکی : چطوری؟
رئیس:بهترین آدممو بهتون میدم
رئیس:ولی درعوض پنجاه درصد صودو میخوام
سانزو: ولی خیلی زیاده
رئیس: اون محموله بزرگیه برای هردو گنگ کافیه بعدشم آدمی که بهتون میدم ارزشش خیلی بیشتر از از اون محمولس
ران:انقدر با ارزشه؟
رئیس: من از بچگی بزرگش کردم و آمادش کردم اون عین دخترمه همه اعضای گنگ ویکا مثل خانوادن حالا که شماهم باهامون شریکید میخوام به خانوادم معرفیتون کنم دیگه شماهم از مایید
مایکی:پس شراکتمون مبارک
اونا رفتن تو یه اتاق که سه تا پسرهیکلی چهارشونه و قدرتمند بودن و آیرا
رئیس: اینا بهترینای گنگ منن
رئیس به پسری با موهای بلوند که با لبتابش ور میرفت اشاره کرد
رئیس: این مکسه اون حکرمونه
مکس:سلام
بعد به پسری با موهای قرمز و عینکی اشاره کرد
رئیس: اون جیوانه کار با اصلحش و صلاحای گرمش عالیه
جیوان: سلام خوش اومدید
بعد به پسری که موهای قهوه ای داشت و یه روپوش سفید تنش بود اشاره کرد
رئیس: اون ویروعه اون دکترمونه
ویرو: درود
بعد به دختری با موهای سیاه و چشمای آبی که پیرهن زیبایی به تن داشت و مشغول تمیز کردن خنجرش بود اشاره کرد
رئیس: وبهترین آدم من آیرا ملقب به ملکه مرگ شاید آوازش به گوشتون خورده باشه اون آدم کش ماست
خیلی سریعه و طوری میکشه که معلوم نشه
آیرا سرشو آورد بالا و گفت
آیرا: سلام به ویکا خوش اومدید
سانزو: شوخیه دیگه یه دختر بهترین نفرته؟
رئیس:آیرا
آیرا با اشاره رئیس یه لقد به سانزو زد که پخش زمین شد و بعد خنجرو گرفت رو قلوش انقدر سریع بود که هیچکس نتونست عکس العملی نشون بده حتی سانزو
آیرا: میدونی میتونم همینجا بکشمت ولی(از روی سانزو بلند شد)نمیخوام بخاطر آدمی مثل تو خنجرمو کثیف کنم
رئیس: آیرا تو باید تو معموریت بعدیت عضو بونتن بشی
آیرا: آمل چرا رئیس نکنه کاره اشتباهی کردم؟
رئیس: نه دخترم تو کارت محشره برای همین باید بری بالاتر تو لیاقتت بیشتره
مکس: جانم؟یعنی چی که ملکه بره
جیوان: امکان نداره
ویرو: نمیشه
آیرا: ببیندید هرچی رئیس بگه همونه فهمیدید(جدی)
پسرا: بله ملکه
آیرا: اگه شما میخواید باشه
مایکی: چندروز دیگه خودمون بهت میگیم کی و کجا
آیرا:بله
خب اسم شما آیراس یه دختر با موهای مشکی و چشمای آبی
شما یه آدم کش قهارید صلاحتون خنجره مثله یوری تو خانواده جاسوس وشما عضو یه گنگ دیگه اید و اخلاقتون سرد ولی مهربون شما رزمی کار ماهری هستید و بدن انعطاف پذیری دارید
ویو زی زی:
یه مهمونی بزرگ بود که اکثر گنگ ها از جمله بونتن اونجا بودن
اونا سر میز نشسته بودن که یه دختر با یه لباس سفید خوشگل ظاهر شد و از قضا تنها دختر اونجا بود
ران: هی مایکی اون دختره دیگه کیه؟
مایکی: اون عضو گنگی که فردا قراره ببینیمشون
ران:واقعا یه دختر عضو اون گنگه
ریندو: درواقع اون یه آدم کش ماهره شنیدم خیلی از گنگا خواستن اونو عضو خودشون کنن ولی نتونستن و بعدش جنازشون پیدا شده اون زیبا و در عین حال کشندس بهش لقب ملکه مرگو دادن
سانزو: ملکه مرگ؟جالبه
ریندو: میگن هروقت میاد یه آهنگ عجیبو زمزمه میکنه اون برای رئیس گنگش با ارزشه طوری که همه علاوه بر رئیس اون گنگ از اونم حرف شنوی دارن رئیسش پیره احتمالا بعد مرگ اون گنگ به دست بگیره
سانزو: یه دختر رئیس گنگ به اون بزرگی ؟به حق چیزای ندیده و نشنیده
سانزو کل اون مهمونی چشم از آیرا برنداشت بنظرش خیلی خاص بود ...
آیرا برای سانزو مثل به معما بود که سانزو دلش میخواست حلش کنه
فردا صبح مگر گنگ ویکا(گنگی که آیرا عضوشه)
سانزو،ران،ریندو و مایکی کسایی بودن که تو اتاق منتظر رئیس بودن
رئیس مردی پیر بود اومدونشست مقابله مایکی
رئیس: خب پس محموله اصلحه رو میخواید کمکتون میکنم
مایکی : چطوری؟
رئیس:بهترین آدممو بهتون میدم
رئیس:ولی درعوض پنجاه درصد صودو میخوام
سانزو: ولی خیلی زیاده
رئیس: اون محموله بزرگیه برای هردو گنگ کافیه بعدشم آدمی که بهتون میدم ارزشش خیلی بیشتر از از اون محمولس
ران:انقدر با ارزشه؟
رئیس: من از بچگی بزرگش کردم و آمادش کردم اون عین دخترمه همه اعضای گنگ ویکا مثل خانوادن حالا که شماهم باهامون شریکید میخوام به خانوادم معرفیتون کنم دیگه شماهم از مایید
مایکی:پس شراکتمون مبارک
اونا رفتن تو یه اتاق که سه تا پسرهیکلی چهارشونه و قدرتمند بودن و آیرا
رئیس: اینا بهترینای گنگ منن
رئیس به پسری با موهای بلوند که با لبتابش ور میرفت اشاره کرد
رئیس: این مکسه اون حکرمونه
مکس:سلام
بعد به پسری با موهای قرمز و عینکی اشاره کرد
رئیس: اون جیوانه کار با اصلحش و صلاحای گرمش عالیه
جیوان: سلام خوش اومدید
بعد به پسری که موهای قهوه ای داشت و یه روپوش سفید تنش بود اشاره کرد
رئیس: اون ویروعه اون دکترمونه
ویرو: درود
بعد به دختری با موهای سیاه و چشمای آبی که پیرهن زیبایی به تن داشت و مشغول تمیز کردن خنجرش بود اشاره کرد
رئیس: وبهترین آدم من آیرا ملقب به ملکه مرگ شاید آوازش به گوشتون خورده باشه اون آدم کش ماست
خیلی سریعه و طوری میکشه که معلوم نشه
آیرا سرشو آورد بالا و گفت
آیرا: سلام به ویکا خوش اومدید
سانزو: شوخیه دیگه یه دختر بهترین نفرته؟
رئیس:آیرا
آیرا با اشاره رئیس یه لقد به سانزو زد که پخش زمین شد و بعد خنجرو گرفت رو قلوش انقدر سریع بود که هیچکس نتونست عکس العملی نشون بده حتی سانزو
آیرا: میدونی میتونم همینجا بکشمت ولی(از روی سانزو بلند شد)نمیخوام بخاطر آدمی مثل تو خنجرمو کثیف کنم
رئیس: آیرا تو باید تو معموریت بعدیت عضو بونتن بشی
آیرا: آمل چرا رئیس نکنه کاره اشتباهی کردم؟
رئیس: نه دخترم تو کارت محشره برای همین باید بری بالاتر تو لیاقتت بیشتره
مکس: جانم؟یعنی چی که ملکه بره
جیوان: امکان نداره
ویرو: نمیشه
آیرا: ببیندید هرچی رئیس بگه همونه فهمیدید(جدی)
پسرا: بله ملکه
آیرا: اگه شما میخواید باشه
مایکی: چندروز دیگه خودمون بهت میگیم کی و کجا
آیرا:بله
- ۱۵.۷k
- ۲۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط