جانا

جانا
هیچ میدانی آن هنگام که نگاهت بنگاهم گره میخورد
چ شوری در وجودم نقش میبندد؟
آرامش چشمهایت
مرا وادار میکند که باور کنم دنیا جای قشنگیت
اگر توباشی!
جانا
صدای قلبت شنیدن دارد
گویی ساعتیس ک لحظه های باهم بودنمان را یادآور میشود!
جانا
میدانی ...
ان هنگام ک انگشتانت فاصله بین انگشت هایم را پر میکند
حس میکنم حتی اگه کل دنیا در نبرد با من باشد
دارم کسی را
که ب حمایتش
پیروز ترین پیروز میدان باشم

.
جانا
این چشمها
این دست ها
این کنارهم بودن ها را هیچوقت از زندگی ام پاک نکن
من ب شوق اینها زنده ام
دیدگاه ها (۱۴)

آقای تحلیلگر / آیا یمن رکورد دهمین کشور پیروز تحت بمباران هو...

فقر چیزه بدی است...! از همه نوعش،چه مالی،چه فهم،چه درک،چه فر...

قسمت هشتاد و هفتان روزها حال و روز خوشی نداشتیم.....خانم برا...

𝑇ℎ𝑒 𝑙𝑜𝑠𝑡 𝑎𝑛𝑔𝑒𝑙𝑃𝐴𝑅𝑇: 81____<راوی>دختر با بلند شدنش از سمت پسر...

"عشق او بود" پارت پنجم***********************[از دید راوی:] ...

وهابی فشار

فرشتــه جــانم خــداتورو بـ من داد تآ زنــدگـی رو یآد بگـیرم...

ازجن نترس. بخون چیز یادبگیر ضرر نمیکنید.در یکی از کشورهای اس...

حتما حتما بخونید لطفا تا آخر.ضرر نمیکنید.در یکی از کشورهای ا...

ازجن نترس. بخون چیز یادبگیر ضرر نمیکنید.در یکی از کشورهای اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط