{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای اشک تو ای جاری احساس شبانه

ای اشک تو ای جاری احساس شبانه
ای همدم هر دردو غم و رنج زمانه

بنشین تو بر این گونه ی تب دار من امشب
از کوره ی دل می کشد آتش چه زبانه

در حادثه ی عشق و دل و عقل و جنون هم
فریاد رسی نیست به جز تو به میانه

در لحظه ی شادی و نشاط و غم و غصه
تو آمده ای اشک به هر عذر و بهانه

باران به شب تلخ و غم انگیز جدایی
در مکتب احساس تو آموخت ترانه

در شعر من امشب چه غریبانه شدی تو
ای اشک هم از دیده و دل هر دو روانه
دیدگاه ها (۸)

بی تو من زنده نمانم...بی تو طوفان زده ی دشت جنونمصید افتاده ...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۱۵

I'm not jealous part 58میدونستم این یعنی پایان رابطه ی چند ر...

پارت هفتم: رازهای مشترکهوا از پشت پنجره‌ی بزرگ دفتر، کم‌کم ب...

Bad boy࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛‌𝆺𝅥۪𝆭࿙ྀི⃜࿚⃜𝆺𝅥۪𝆭࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛𝆺𝅥۪𝆭࿙ྀི⃜࿚⃜𝆺𝅥۪𝆭࿙⃛࿚⃛...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط