{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود، و مجنون بی غرض از می

شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود، و مجنون بی غرض از میان او
وسجاده اش گذر کرد . مرد نماز خودرا قطع کرد وبه خشم آمد،پس فریادی برآورد
که: چرا میان من و خدایم فاصله انداختی ؟ مجنون به خود آمد و گفت : مرا خرده
مگیر! زیرا که عاشق لیلی هستم و مدهوش او، زین سبب تو را ندیدم ، راستی! تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه مرا دیدی ...!!



کوردان مانا
(تیریژ)
دیدگاه ها (۵)

شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود.مجنون بدون توجه از بین ا...

روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود و مجنون بد...

عاشق خدای لیلی مجنون هنگام راه رفتن کسی را به جز لیلی نمی دی...

عاشق خدای لیلیمجنون هنگام راه رفتن کسی را به جز لیلی نمی دید...

روزی مجنون از میان سجاده مرد نماز گذاری عبور کرد …. مرد گفت ...

روزی مجنون از میان سجاده مرد نماز گذاری عبور کرد …. مرد گفت ...

روزی مجنون از میان سجاده مرد نماز گذاری عبور کرد …. مرد گفت ...

روزی مجنون از میان سجاده مرد نماز گذاری عبور کرد …. مرد گفت ...

روزی مجنون از میان سجاده مرد نماز گذاری عبور کرد …. مرد گفت ...

روزی مجنون از میان سجاده مرد نماز گذاری عبور کرد …. مرد گفت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط