{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی شخصی در حال نماز

روزی شخصی در حال نماز

خواندن در راهی بود و مجنون بدون

این که متوجه شود از بین او و سجاده‌اش

عبور کردمرد نمازش راقطع کردو داد زد هی

چرا بین من و خدایم فاصله انداختی؟مجنون

به خود آمد و گفت من که عاشق لیلی

هستم تو را ندیدم تو که عاشق خدای

لیلی هستی چگونه مرا دیدی...!

***********************

********************

*****************

**************

************

*********

*******

*****

***

**
دیدگاه ها (۱)

شیپ ساسوکه و ناروتو

#داستانڪ حکایتی هست که می‌گوید:خواجه شمس‌الدین محمد؛ شاگرد ن...

پارت ۹: سایه‌هایِ پنهاناتاقِ شخصیِ یونگی، با تمامِ شکوه و سن...

Eleven

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۴خشمش فروکش کرد و ل...

پارت۹(در عمق نگاه تو)ایزوکو با تعجب او را نگاه می‌کرد. باید ...

عاشق خدای لیلی مجنون هنگام راه رفتن کسی را به جز لیلی نمی دی...

عاشق خدای لیلیمجنون هنگام راه رفتن کسی را به جز لیلی نمی دید...

شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود.مجنون بدون توجه از بین ا...

فاصله بین من وخدا مجنون هنگام راه رفتن کسی را به جز لیلی نمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط