{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی مجنون از میان سجاده مرد نماز گذاری عبور کرد …. مرد گ

روزی مجنون از میان سجاده مرد نماز گذاری عبور کرد …. مرد گفت هی ! مگر نمیبینی که با معشوق خود راز و نیاز میکنم؟مجنون گفت : من که عاشق لیلی هستم تو را ندیدم تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه مرا دیدی ؟؟؟
دیدگاه ها (۱۸)

به کجا،به کجا باید رفتبعدازاین خاطره ها،من به هرجا که نظرمید...

بهترین درسها را در زمان سختی آموختم..و دانستم صبور بودن یک ا...

گر سینه شودتنگ،خدا با ما هستگر پای شود لنگ،خدا با ما هستدل ر...

ﯾﻌﻨﯽ ﺗﻮ ﺭﻭﺡ ﺍﻭﻥ ﺑﻐﻞ ﺩﺳﺘﯽ ﮐﻪ ﺍﺯﺵ ﭘﺮﺳﯿﺪﯼ ﭼﯿﺰﯼ ﻓﻬﻤﯿﺪﯼ؟ﮔﻔﺖ : ﺍﺭﻩ...

می‌دانی عزیزکرده، من تو را بسیار دوست می‌دارم،آنچنان که مجنو...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁰ویو لیلی ___نمیدونم چق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط