{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشق خدای لیلی

عاشق خدای لیلی
مجنون هنگام راه رفتن کسی را به جز لیلی نمی دید. روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود و مجنون بدون این که متوجه شود از بین او و مهرش عبور کرد. مرد نمازش را قطع کرد و داد زد: «هی چرا بین من و خدایم فاصله انداختی؟»
مجنون به خود آمد و گفت: «من که عاشق لیلی هستم تو را ندیدم. تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه دیدی که من بین تو و خدایت فاصله انداختم؟»
دیدگاه ها (۵)

همسر خوشگل دوستی با یک زن بازیگر معروف که فوق‌العاده زیبا بو...

میزی برای کار کاری برای تخت تختی برای خواب خوابی برای جان جا...

امام صادق: صِلُوا أرحامَکُم و بِرّوا بِإخوانِکُم وَ لَو بِحُ...

رسول خدا- صلّی الله علیه و آله- فـرموده اسـت: « اِرفَعُوا أَ...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟗 🌷🎧𓂃 ࣪˖ ִֶָ «پس اینجا جاییه که م...

#ددی_من| قسمت چهارم: راز پدرلیا هنوز گوشی را کنار گوشش نگه د...

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓Part 24صدای شلیک همه‌ی عمارت را در سکوت فرو برد.چن...

پارت سه نامجون همین‌طور که شونه‌شو می‌مالید و از چارچوب در ف...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_1 ویو میرا تقریبا 4 ساعت ...

📖 طنین سکوت (Echoes of Silence)پارت نوزدهم: اعتراف در غبارِ ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p80محکم...اما نه اون‌قدر که درد بگیره.نی...

شیپ ساسوکه و ناروتو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط