#معشوقه_آلفا
🌹🍷..............پارت۴..............🍷🌹
…………………قمار خانه………………
&مین هو امروز قمار چیکار کردی؟
√پسرو رو فروختم به جانگ هوسوک
&کدوم پسر بالای ته؟؟
√چند تا پسر هست مگه؟ معلومه پسر خودم تهیونگ
&چه گوهی خوردی ؟.
اون پسرته چطوری دلت اومد به اون مافیا های سرد و خشن که معلومه نیست چه بلایی سرش میارن پسرت رو بدی؟
√ من خیلی وقته فهمیدم که جونگکوک جفت تهیونگه . مطمئنم که جونگکوک ازش مراقب میکنه.
&امیدوارم بلایی سرش نیاد .
اگه بیار مقصرش تویی
√نگران نباش اون جاش پیش جفتش آمنه.
………….خونه ی پارک ……………
÷(علامت جیمین)بابا خبری از تهیونگ نداری دلم براش تنگ شده.
§(علامت بابای جیمین)جیمین پسر یه چی بهت میگم به شرطی که کار احمقانه ای نکنی.
÷چیه بابا ؛ داری نگرانم میکنی
اتفاقی برا ته ته ی من افتاده؟
§باباش اونو به دارو دسته ی جئون فروخته
÷ بابا من باید یه کاری کنم
§نه پسرم ممکنه اتفاقی برات بیوفته
÷اما؛
§اما نداره هیچ کاری نمیشه
جیمین با اعصبانیت و حرص از پدرش به اتاقش میره و در و محکم می بنده
*ویو جیمین*
باید کاری برای ته بکنم .
اره میرم توی قمار خونه و کاری میکنم منو پیش تهیونگ ببرن حتما ترسیده .
باید کنارش باشم بعد با هم فرار میکنیم
نمیزارم بهش آسیبی برسه
………شب …………
÷شب بخیر پدر
§شبت خوش پسرم ولی حواست باشه کار احمقانه ای نکنی.
÷چشم پدر(دروغ نگو پسرم😁)
میره تو اتاق و وسایلی که توی کله پشتی گذاشته بود رو برا میداره
ادامه دارد.........🌹🍷
پارت بعد رو هم یکم دیگه میزارم براتون ❤️
…………………قمار خانه………………
&مین هو امروز قمار چیکار کردی؟
√پسرو رو فروختم به جانگ هوسوک
&کدوم پسر بالای ته؟؟
√چند تا پسر هست مگه؟ معلومه پسر خودم تهیونگ
&چه گوهی خوردی ؟.
اون پسرته چطوری دلت اومد به اون مافیا های سرد و خشن که معلومه نیست چه بلایی سرش میارن پسرت رو بدی؟
√ من خیلی وقته فهمیدم که جونگکوک جفت تهیونگه . مطمئنم که جونگکوک ازش مراقب میکنه.
&امیدوارم بلایی سرش نیاد .
اگه بیار مقصرش تویی
√نگران نباش اون جاش پیش جفتش آمنه.
………….خونه ی پارک ……………
÷(علامت جیمین)بابا خبری از تهیونگ نداری دلم براش تنگ شده.
§(علامت بابای جیمین)جیمین پسر یه چی بهت میگم به شرطی که کار احمقانه ای نکنی.
÷چیه بابا ؛ داری نگرانم میکنی
اتفاقی برا ته ته ی من افتاده؟
§باباش اونو به دارو دسته ی جئون فروخته
÷ بابا من باید یه کاری کنم
§نه پسرم ممکنه اتفاقی برات بیوفته
÷اما؛
§اما نداره هیچ کاری نمیشه
جیمین با اعصبانیت و حرص از پدرش به اتاقش میره و در و محکم می بنده
*ویو جیمین*
باید کاری برای ته بکنم .
اره میرم توی قمار خونه و کاری میکنم منو پیش تهیونگ ببرن حتما ترسیده .
باید کنارش باشم بعد با هم فرار میکنیم
نمیزارم بهش آسیبی برسه
………شب …………
÷شب بخیر پدر
§شبت خوش پسرم ولی حواست باشه کار احمقانه ای نکنی.
÷چشم پدر(دروغ نگو پسرم😁)
میره تو اتاق و وسایلی که توی کله پشتی گذاشته بود رو برا میداره
ادامه دارد.........🌹🍷
پارت بعد رو هم یکم دیگه میزارم براتون ❤️
- ۱۵.۴k
- ۱۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط