part 5 قهوه تلخ☕

part 5 قهوه تلخ☕

ساعع پنج و نیم

بیمارستان
~آقای دکتر حالشون چطوره

&خدارو شکر نقطه حساسی نیست ولی ممکنه یه چند سال رو یادش بره

~میتونم ببینمش

&حتما

~راستی دکتر کی می‌تونه مرخص بشه

&اگر رسیدگی کامل داشته باشه امروز

~بله خیلی ممنونم

& وظیفه بود

در زدن
¢بفرمایدد

~سلام خوبی ؟

¢تو کی هستی

~دوست بچگیت و پسر عموت

¢اسمت چیه

~نامجون کیم نامجون

¢خب میشه از اینجا ببریم

~اره الان میتونی بلند شی؟

¢اره
~پس بزن بریم که کلی باهات حرف دارم

¢بریم
داخل ماشین

~به حرفام با دقت گوش کن

¢باشه میشنوم

~جین وقتی بچه بودی چهار سالت که بود پدرت رو از دست دادی مادرت هم همین امروز به قتل رسید ولی چجوری رو باید خودت بفهمی تو لایه شخصی دوست بودی که اگر ببینید ممکنه تمام خاطراتت یادت بیاد
تو حدود دوسال رو فراموش کردی و باید سعی کنی بزگترین مافیا جهان بشی من همیشه پیشت هستم و بهت میگم تا زمانی که به هجده سالگی برسی اون زمان دست تو هست ‌و اون روز به تو هدیه ای میدم از طرف پدر و مادرت
شاید ازش سرنخی گرفتی که اون رو پیدا کنی متوجه شدی

¢اره الان داریم کجا میریم ؟

~خونت شاید چیزی یادت آمد

¢اهان باشه میشه یکم آب بهم بدید؟

~باهام رسمی نباش خوشم نمیاد اینم آب
¢مرسی

~خواهش میکنم رسیدیم بیا بریم
¢چرا اینجا آنقدر خونیه

~خون نیست رنگه داشتن رنگ میکردن بیا بریم خونه من تا اینجا رنگ بشه

¢این رنگ نیست بوی خونه

~باشه مال همون خاطرست ولش کن بیا بریم
¢باشه
دیدگاه ها (۱)

وقتی میخواد بره سربازی part 2

پارت ۲باکوگو که هنوز دستش روی قلبش بود از گردن دکو جدا شد 《ب...

سناریو درخواستی چیفویو ۲

عمارت مافیا قسمت ⁶ رفتم پایین تا صبحونه بخورم هنوز تو شک بود...

Iove and the moonPart36کوک: عشقم پاشو صبح شده یونا: نمی خوا...

پارت ۳

موضوع=وقتی دخترشونیم و از اول دوستمون نداشتن و ما بیماری قلب...

مومو بقیه میرن بالا پشت بوم و میزوکی رو میزارن یه گوشه هیراگ...

فردا صبح ساعت ۴ توی همون کلاس چشامو باز کردم و با صدای ته به...

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط