#قربان قربان

#قربان قربان
_بله
#ایشون دختر واقعی آقای لی نیستن (بابا ا.ت)دختر واقعیشون رو آوردن توی زیرزمینه
ایشون رو فقط یه سرپرستی گرفتن
+نگفتم ؟؟حالا بگو دروغگو
_نه...آزادت نمیکنم
+چرا ؟؟مگه چیکار کردم؟
_بعد از سالها گیرت آوردم بعد سریع آزادت کنم؟؟
+منظورت چیه؟
_به حساب خواهر عضویت برسم به میام سراغ تو..
توی صورتم خم شد ولبمو کوتاه بوسید
_لبت از هر لبی که تست کردم خوشمزه تر
بوده
+عوضی
با نفرت بهش نگاه کردم که با پوزخند از اتاق بیرون رفت
+جونکوک عوضی عاشقتم
(کومی عشق اول ا.ت بوده و کوکی فکر کرده هیچ وقت یادش نمیاد در صورتی که ا.ت میدونست)
«پایان»
بگم من اینو از یه جای دیگه پیدا کردم و نوشتم
دیدگاه ها (۲)

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

فیک تهیونگ

مافیای من

فیک تهیونگ

هم‌سلولی خطرناک (part8)ـ باید بریم.ـ قبل از اینکه پلیس رد او...

عشق پشت صحنه!

سرنوشت من پارت ۱۴

فیک شیش شاتی هوپی پارت ¹ 🧛🏻🍷

وقتی میری بار و مست میکنی(part last)*جونگکوک ویووقتش شده بود...

«هاناکی»«پارت اول»ا/ت ..... رفته بودم سرکار تو فروشگاه داشتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط