{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت چهار

پارت چهار
چرا من
کاتیا: اما دخترم
لونا: نمی خورم ( داد )
کاتیا: باشه باشه آروم باش
ویو لونا
چرا همیشه اتفاق بد برای من میفته مگه من چیکار کردم داشتم یک زندگی آروم می گذروندم تا سر کله این پیدا شد غرق افکارم بودم که در باز شد اون مرده بود ولی با دیدنش ترس کل وجودم میگیره
جئون : کاتیا گفت غذا نمی خوری ( داد ) فکر کردی برام مهمه ( خنده)
لونا : بزار من برم خواهش میکنم ( بغض ترس)
جئون : چرا اونوقت
لونا : من به کسی چیزی نمی گم خواهش می کنم ( ترس )
جئون : هرزه عوضی فکر کردی باور می کنم
لونا : من می خوام مامانم ببینیم ( گریه) بزار من برم .....هق .....هق
جئون : یعنی این هرزه نمی دونه ( زیر لب) ( از کجا بدونه وقتی تو گرفتیش )
لونا : چیو ( گریه)
جئون : ..............
(فلش بک به شبی که لونا دزدیده شد )
مادر لونا : یعنی لونا کجاست تا این موقع شب باید برم دنبالش
مادر لونا رفت محل کار لونا وقتی لونا پیدا نکرد با نگرانی همه جا می گشت که یهو صدای بوق ماشین اومد و ........
( مردم :& )
& یعنی زنده هست
&۲ کمکش کنید
&۳ زنگ بزنید آمبولانس
&۴ مرده
( پایان فلش بک )
لونا : عوضی دروغ نگو هق هق ( گریه) اون من تنها نمی زاره ( گریه داد )
جئون : خفه شو ( داد)
لونا : بزار برم مامانم ببینیم هق ....هق ..... خواهش میکنم ( گریه)
جئون یهو گوشیش در آورد و فیلمی نشون داد اون بدن بی جون مادرم بود که روی زمین بود نه نه
لونا : نهههههههههههه .......هق .......هق ....کاش من بجاش رفته بودم .....هق ( گریه)
جئون : کافیه حالا باور کردی


های کیوتا حمایت کنید می دونید که اگه لایک نشه و حمایت نشه چرا باید ادامه بدم و بعد اگه لایک نشه از کجا بفهمم شما ادامش می خواید لایک یا کامنت لطفاً و بخاطر حمایت هایی که الان انجام دادید خیلی ممنون دوستون دارم ✨🦋
دیدگاه ها (۳)

عشقی حقیقی

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 22عمارت مینهو ـ ساعت ۱۱ شبلونا هنوز...

پارت یک از زبان نویسنده صدای گریه ی دختر کل عمارت رو پر کرده...

𝗣𝗮𝗿𝘁𝟰-من میخوام همسره آیندم لیا باشه +چی ¥هوی جونگ کوک میفهم...

پارت هشتم جئون ۰- مرتیکه عوضی انتقام خون مادرم رو ازت می گیر...

پارت پنجمیسو: خانم لیننامجوک: خانم لین داداشش تهجون مردهکوک:...

رقص مرگ و عشقp⁷نشستیم و شروع کردیم به خوراکی خوردن×نگفت کجا ...

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:②پدرِ ربکا با صدایی که از ته چاه میومد درخوا...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:11سرمای هوا به صورتش میخورد.زمستان نزدی...

𝐓𝐡𝐞 𝐄𝐧𝐞𝐦𝐲'𝐬 𝐇𝐨𝐬𝐭𝐚𝐠𝐞𝐩𝐚𝐫𝐭: ²ویو اتچند ساعت گذشته بود...ولی من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط