او همان کسی ست که وقتی باهاش آشنا شدم ، صورتش را با گیسوا

او همان کسی ست که وقتی باهاش آشنا شدم ، صورتش را با گیسوان بسته بود .
آن زمان همه فکر می‌کردند موهایش را کوتاه کرده ، بی آنکه به صورتش نگاه کنند .
من اما ، درست همان لحظه در چهره اش غرق بودم ، تا گیسوانش را پیدا ... و نوازش کنم.


منبع عکس : GTA SA
دیدگاه ها (۴)

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.5 (روایت از زبان ا...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁸ویو: اتشب شده بود.بعد از اون تما...

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚 𝗽𝗮𝗿𝘁 28یونگی که کنار دیوار ایستاده بو...

پارت ۲ ویو ا.ت با ذوق سمت در رفتم و بازش کردم .هوسوک رو دیدم...

انتقام در لباس عشق:)پارت 1(ویو جونگ کوک)(فلش‌بک به پنج سال آ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتپارت ۲۹ | «حقیقتِ نزدیک» 🖤صبح رو...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت سی‌وپنجم 𓆪 🖤🥀اسما به یون خیره شد.ـ «یعنی چی؟...

صبح روز مهمانی، ا.ت زودتر از همیشه از خانه بیرون رفت.وقتی چن...

سلام بلوبری سناریو جدید و درخواستی

پارت ۱ویو آلیاتوی بالکن پنت‌هاوسم نشسته بودم و به گردنبندی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط