{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای در شب ِتاریک ِدلم، ماه ترینم

ای در شب ِتاریک ِدلم، ماه ترینم
بین ِتو و مهتاب، پر از شکّ و یقینم

عالم همه در حیرت و انگشت به دندان
رفته ست به تاراج ِنگاهت دل و دینم

یا در پی گیسوی توأم سایه به سایه
یا در خم ِابروی تو هر شب به کمینم

ای کاش که میشد گذرت سوی من افتد
از باغ ِلبان ِتو گل ِبوسه بچینم

بگذار شبی را به تماشا گذرانم
تا صبح فقط چشم ِتو را سیر ببینم

تا چند اسیر ِغم ِدوری ِتو باشم؟
تا کی سر ِراه ِتو به حسرت بنشینم؟

دور از تو چنان آتشی افتاده به جانم
انگار که مرداد ترین فصل ِزمینم
دیدگاه ها (۱)

ظاهرم قصر است اما از درون ، ویرانه اممن صدای خسته ی پروانه ا...

گنجشکک درخت توام ،فصل بی کسیبر شاخه ی بلند دلت، لانه میکشمبر...

#دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیستتو مرا باز رساندی به یقینم ...

ای در شب ِتاریک ِدلم، ماه ترینمبین ِتو و مهتاب، پر از شکّ و ...

ای در شب ِتاریک ِدلم، ماه ترینمبین ِتو و مهتاب، پر از شکّ و ...

ای در شب ِتاریک ِدلم، ماه ترینمبین ِتو و مهتاب، پر از شکّ و ...

ای در شب تاریک دلم، ماه‌ترینمبین ِتو و مهتاب، پر از شکّ و یق...

یا در پیِ گیسوی تو یا در حَسرتِ دوری به کمینَم گل منباخود بِ...

من همین جا سر راهت بنشینم کافیستروی زیبای تو در خواب ببینم ک...

اے مـاه تـرین دلخـوشےِ روے زمینمبگذار ڪـه چشمـانِ تـو را سی...

ای سبزترین دلخوشیِ روی زمینممن آمده ام چشم تو را سیر ببینمبگ...

ای سبزترین دلخوشیِ روی زمینم من آمده ام چشم تو را سیر ببینم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط