{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای در شب ِتاریک ِدلم، ماه ترینم

ای در شب ِتاریک ِدلم، ماه ترینم
بین ِتو و مهتاب، پر از شکّ و یقینم
عالم همه در حیرت و انگشت به دندان
رفته ست به تاراج ِنگاهت دل و دینم
یا در پی گیسوی توأم سایه به سایه
یا در خم ِابروی تو هر شب به کمینم
ای کاش که میشد گذرت سوی من افتد
بگذار شبی را به تماشا گذرانم
تا صبح فقط چشم ِتو را سیر ببینم
تا چند اسیر ِغم ِدوری ِتو باشم؟
تا کی سر ِراه ِتو به حسرت بنشینم؟
دور از تو چنان آتشی افتاده به جانم
انگار که مرداد ترین فصل ِزمینم
دیدگاه ها (۴)

‍ تو اگر باشی و من باشم و باران باشدبه بغل می کشمت گر چه خیا...

آخرین وعده ی دیدار من و باران بوداین هوای دو نفر،بی تو چه ب...

گرچه با تقدیر ناچار از مدارا کردنمعشق اگر حق است، این حق تا ...

شدت تنهایی ام را ساز میفهمد فقطراه حل مشکلم اعجاز میفهمد فقط...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁶⁰شب را به خانه‌ی ته...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۹

ای در شب ِتاریک ِدلم، ماه ترینمبین ِتو و مهتاب، پر از شکّ و ...

ای در شب ِتاریک ِدلم، ماه ترینمبین ِتو و مهتاب، پر از شکّ و ...

ای در شب ِتاریک ِدلم، ماه ترینمبین ِتو و مهتاب، پر از شکّ و ...

ای در شب تاریک دلم، ماه‌ترینمبین ِتو و مهتاب، پر از شکّ و یق...

ای ماه ترین دلخوشی روی زمینمبگذار که چشمان تو را سیر ببین...

ای ماه ترین دلخوشی روی زمینمبگذار که چشمان تو را سیر ببین...

ای سبزترین دلخوشیِ روی زمینم من آمده ام چشم تو را سیر ببینم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط