فصل دوم قسمت ۱

فصل دوم قسمت ۱


ویو ات
میشه گفت اون شب بدترین شب زندگیم بود حالا وقتش بود که من و اون پسره ی چندش به طور رسمی زن ک شوهر بشیم ولی من اینو نمی خواستم
؟:خانم ات آیا بنده وکیلین شمارا به.......( نمیدونم چی‌چی میگن)
ات با گریه : ب......
همین که داشتم جواب میدادم در با شتاب باز شد یه نوری خورد تو چشم و دوتا پسر وارد شدن و تو همون لحظه اول فهمیدم اون دوتا کین و به جونگ کوک نگاه کردم و فهمیدم چیکار کرده
فلش بک
ویو کوک
وقتی دیدم ات هیچ علاقه ای نداره با اون پسره ازدواج کنه تصمیم گرفتم به شوگا بگم کا بیاد
پیامای کوک و شوگا
کوک: سلام خوبی
شوگا: آره چیشده
کوک: از ات خبر داری
شوگا: نه از اون روزی که رفت هر جارو گشتم نبود
کوک: میدونی ایران کجاست
شوگا: یچیزایی ازش شنیدم
کوک: خوب ات اینجاست و پدرش داره مجبورش میکنه که با پسری که دوسش نداره ازدواج کنه تا فردا خودتو برسون
شوگا: چی همین امشب میام
کوک: به جیمینم بگو بیا
شوگا: اکیه لوکیشن بده
کوک: باشه
پایان فلش بک
اون دوتا پسر شوگا و جیمین بودن با کلی آدم دور و برشون نمیدونم چرا ولی از دیدنشون خوشحال شدم و با دو رفتم بغلشون
شوگا: ات خوبی
ات: آره
جیمین: بیا اول اینو جر بدیم بعد میریم خونه
شوگا: اکی
یه اسلحه در آوردن و گرفتن سمت پسره ولی نمی تونستم بزارم بکشنش رفتم جلوشون و گفتم تو رو خدا ولش کن
شوگا: چرا
ات: مامان و بابام اینجان
شوگا: اوففففف اکی
جیمین: ات اون کیه
ات : خواهرم
جیمین: ازدواج کرده
ات: نه
جیمین: دوست پسر داره
ات: نه
جیمین: پس از الان به بعد داره
ات: شیشه میزنی تو این موقعیت میخوای بری بهش درخواست دوستی بدی
جیمین: چیه مگه بد
ات: تو ایران آره
شوگا دستمو کشید و گفت
شوگا : بیا بریم کوک تو هم بیا
جیمین: من اینجا کشکم
شوگا : تو هم دست دوست دخترت و بگیر و بیا.........



تموم شد 😁
دیدگاه ها (۳۹)

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

#میکاپ_آرتیست_من

ات و جونگ‌کوک توی حیاط نشسته بودن.جونگ‌کوک مشغول حرف زدن با ...

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

part1

چند پارتی درخواستی

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

پارت ۳۱🌧️ ویو آتبا هیون‌وو داشتم می‌رفتم سمت کلاس که صدای ته...

به زیباییه مشکی

فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط