آغوشِ یک "مــرد" ؛ دنیای امنی ست ؛ که هر زنی دوست دارد یک

آغوشِ یک "مــرد" ؛ دنیای امنی ست ؛ که هر زنی دوست دارد یکی برایِ خودش داشته باشد و هر بار که دلش گرفت ، خودش را به آنجا تبعید کند ...
بازوانِ یک "مـرد" ؛ تنها حصارِ دلچسبی ست ؛ که یک زن ، هرگز آن را نخواهد شکست ...
گرمای آغوشِ مردانه ؛ شبیه کرسیِ خانه ی مادر بزرگ ، آرام ترین نقطه برای خوابیدن است ...
اصلا آدم ، غم هایش را فراموش می کند ، وقتی به امنیت و استحکامِ یک "مــرد" پناه می برد ... !
چه تناقضِ شیرینی !
این که زمختیِ دستان و چهره ی "مــردان" احساسِ لطافت و زیباییِ "زنان" را دوچندان میکند ،
و صدای بم و خش دارِ مـردانه ؛ تنها خشونتِ مجاز و دوست داشتنیِ دنیاست ...
اصلاً خدا مردها را آفرید ؛
تا زن ها ؛
با خیالِ راحت ، دلبرانه باشند و شیطنت کنند ... !

‌‌‌
دیدگاه ها (۲)

مرد دستی به سرش کشید و نفسی کلافه بیرون داد. کامیل بازم چشما...

### **پارت چهارم: اعتراف زیر باران**نگاهت میان چشم‌های خیره ...

هم سلولی خطرناک (part2)هفته‌ی اول دختر یاد گرفت چطور توی زند...

007-پنهان در مه - پارت ۸۹

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷③_بخش دوم_بشقابم را از جلوی دستم...

تک‌پارتی‌ ‌جیهوپ«وقتی‌دعواتون‌میشه‌و...»صدای موسیقی ملایم سا...

چند پارتی بازی ممنوع

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❼‏«فهمیدم دوستت دارم. همان شبی که با یک حرف ساده...

#مافیا_عزیز_من#Part۳۱ تو اون لحظه دوباره بوسه ای روی لبات گذ...

#سرونوشت‌ـ‌اشتباهپارت ۲﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋رومن رفتنِ او را تماشا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط