.
.
.
این روز ها حالم عجیب خراب است
میدانی !؟ « دلم برایت تنگ است »
کسی از حال خرابم خبر ندارد
میدانی که ... کمی مغرورم ... دردهایم را از همه پنهان میکنم ... هر روز صبح با لبخند بیدار میشوم
هر شب با اشک های محبوس در چشمانم میخوابم ...
اشک هایم اجازه ی چکیدن ندارد ... گلویم اجازه ی هق هق را ندارد ... میدانی که کمی مغرورم ... فقط کمی دیر به سراغم آمد ... غرورم را میگویم ... از تو ترسید ... به من پناه آورد ...
بعد از تو اجازه ی همه چیز دست خودم است ... اشک هایم ... لبخند هایم ... حرف هایم ... همه چیزم بجز ...
بجز دلم ...
لعنتی تنگت میشود ... برای تو میتپد ... تو را میخواهد ...
اما خیلی وقت است که رهایش کرده ام ... بی صاحب نیست ...
اجازه اش را دست غرورم داده ام ... دلم میخواهد به سمت من بیاید ... میدانی که !؟ من از او مهربانترم ... غرورم را میگویم ...
بین خودمان بماند ... غرورم نفهمد ... « دلم برایت تنگ است » ...
از حال این روز هایم هیچکس خبر ندارد... این روز ها عجیب حالم خراب است ...
.
این روز ها حالم عجیب خراب است
میدانی !؟ « دلم برایت تنگ است »
کسی از حال خرابم خبر ندارد
میدانی که ... کمی مغرورم ... دردهایم را از همه پنهان میکنم ... هر روز صبح با لبخند بیدار میشوم
هر شب با اشک های محبوس در چشمانم میخوابم ...
اشک هایم اجازه ی چکیدن ندارد ... گلویم اجازه ی هق هق را ندارد ... میدانی که کمی مغرورم ... فقط کمی دیر به سراغم آمد ... غرورم را میگویم ... از تو ترسید ... به من پناه آورد ...
بعد از تو اجازه ی همه چیز دست خودم است ... اشک هایم ... لبخند هایم ... حرف هایم ... همه چیزم بجز ...
بجز دلم ...
لعنتی تنگت میشود ... برای تو میتپد ... تو را میخواهد ...
اما خیلی وقت است که رهایش کرده ام ... بی صاحب نیست ...
اجازه اش را دست غرورم داده ام ... دلم میخواهد به سمت من بیاید ... میدانی که !؟ من از او مهربانترم ... غرورم را میگویم ...
بین خودمان بماند ... غرورم نفهمد ... « دلم برایت تنگ است » ...
از حال این روز هایم هیچکس خبر ندارد... این روز ها عجیب حالم خراب است ...
- ۵.۷k
- ۱۵ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط