{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
ما که توقعمان زیاد نبود !
دلمان فقط کمی قربان صدقه ی از ته دل می خواست
و کسی که ما را بلد باشد !
وقتی ببینیم نیست ؛
دلسرد می شویم ، سکوت می کنیم و به هیچ کنشی ، واکنش نمی دهیم
وقتی بارها بودیم و دیده نشدیم
حرف زدیم و شنیده نشدیم
چای ریختیم و تنهایی خوردیم
فیلم دیدیم و تنهایی خندیدیم
بغض کردیم و تنهایی اشک ریختیم
و از یک جایی به بعد ، ما کسانی را داشتیم که دوستشان نداشتیم !
صحبت از خیالبافی و ایده آل پردازی نیست !
صحبت این است که آدم ها برای ماندن ، انگیزه می خواهند
دلشان که گرم نباشد ، بی حس می شوند ،
پشت می کنند به هرچیزی که بود و
می روند
برای همیشه می روند ... #نرگس_صرافیان_طوفان‌
دیدگاه ها (۴)

😞 لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه، بین ساعت ۷ تا ۷:۱۵ صبح ...

★دستبند ما؟!...p¹چند روز بود که با یک مرد خوشتیپ قرار میزاشت...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

ما که توقعمان زیاد نبود!دلمان کسی را می‌خواست کهما را بلد با...

ما که توقعمان زیاد نبود !دلمان فقط کمی قربان صدقه ی از ته دل...

ما که توقعمان زیاد نبود !دلمان کسی را می خواست که ما را بلد ...

ما که توقعمان زیاد نبود !دلمان کسی را می خواست که ما را بلد ...

ما که توقعمان زیاد نبود !دلمان کسی را می خواست که ما را بلد ...

ما که توقعمان زیاد نبود !دلمان کسی را می خواست که ما را بلد ...

مهدی احمدوند 🐆

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط