ما که توقعمان زیاد نبود

ما که توقعمان زیاد نبود !
دلمان کسی را می خواست که ما را بلد باشد !
وقتی ببینیم نیست ؛
دلسرد می شویم ، سکوت می کنیم و به هیچ کنشی ، واکنش نمی دهیم
وقتی بارها بودیم و دیده نشدیم
حرف زدیم و شنیده نشدیم
چای ریختیم و تنهایی خوردیم
فیلم دیدیم و تنهایی خندیدیم
بغض کردیم و تنهایی اشک ریختیم
و از یک جایی به بعد ، ما کسانی را داشتیم که دوستشان نداشتیم !
صحبت از خیالبافی و ایده آل پردازی نیست !
صحبت این است که آدم ها برای ماندن ، انگیزه می خواهند
دلشان که گرم نباشد ، بی حس می شوند ،
پشت می کنند به هرچیزی که بود و
می روند
برای همیشه می روند ...
Https://wisgoon.com/Devileye
دیدگاه ها (۱)

↲برام عجیبه که چرا هیچ دیواری برای ریختن، هیچ آدمی برای مردن...

اگه میتونستی ستاره هایآسمونو بشمریاون موقع میفهمیدیچقد عاشقت...

آدمی بودم که طاقت نداشتم ناراحتیه کسیو ببینم، نمیتونستم به س...

آدم گاهی از یک سرزمین مهاجرت می‌کند، گاهی از یک فرهنگ، گاهی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط