{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کشاورزی مزرعه بزرگ گندم داشت زمین حاصلخیزی که گندم آن زبا

کشاورزی مزرعه بزرگ گندم داشت زمین حاصلخیزی که گندم آن زبانزد خاص و عام بود.
هنگام برداشت محصول بود شبی از شبها روباهی وارد گندمزار شد و بخش کوچکی از مزرعه را لگدمال کرد و به پیرمرد کمی ضرر زد.
پیرمردکینه روباه را به دل گرفت بعد از چند روز روباه را به دام انداخت و تصمیم گرفت از حیوان انتقام بگیرد. مقداری پوشال را به روغن آغشته کرده به دم روباه بست و آتش زد.
روباه شعله ور در مزرعه به اینطرف وآن طرف می دوید و کشاورز بخت برگشته هم به دنبالش،
در این تعقیب و گریز گندمزار به خاکستر تبدیل شد.

وقتی کینه به دل گرفته و در پی انتقام هستیم باید بدانیم آتش این انتقام دامن خودمان را هم خواهد گرفت بهتر است ببخشیم و بگذریم
دیدگاه ها (۳)

برای اینکه آدم کسی را " عاشقانه " دوست داشته باشد، باید سخت ...

یک پیرمرد بازنشسته، خانه جدیدی در نزدیکی یک دبیرستان خرید. ی...

گاندیاعتقاد به بی خدایی، بی مذهبی نیست! چارلز برادلو که به ب...

مرا در محلی به خاک بسپارید که هر روز شاگردان مدارس از روی گو...

کشاورزی یک مزرعه بزرگ گندم داشت زمین حاصلخیزی که گندم آن زبا...

کشاورزی یک مزرعه بزرگ گندم داشت زمین حاصلخیزی که گندم آن زبا...

کشاورزی یک مزرعه بزرگ گندم داشتزمین حاصلخیزی که گندم آن زبان...

#داستانهای_آموزنده کشاورزی یک مزرعه بزرگ گندم داشت زمین حاص...

🌾کشاورزی يک مزرعه ی بزرگ گندم داشت. زمين حاصلخيزی که گندم آن...

کشاورزی یک مزرعه بزرگ گندم داشت; زمین حاصلخیزی که گندم آن زب...

#داستان پندآموزکشاورزی یک مزرعه بزرگ گندم داشت زمین حاصلخیزی...

کشاورزی یک مزرعه بزرگ گندم داشت; زمین حاصلخیزی که گندم آن زب...

آتش انتقام.....👇 هنگام برداشت محصول بود. شبی از شبها...

#داستان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط