{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کشاورزی یک مزرعه بزرگ گندم داشت; زمین حاصلخیزی که گندم آن

کشاورزی یک مزرعه بزرگ گندم داشت; زمین حاصلخیزی که گندم آن زبانزد خاص و عام بود.
هنگام برداشت محصول بود.
شبی از شبها روباهی وارد گندمزار شد و بخش کوچکی از مزرعه را لگدمال کرد و به پیرمرد کمی ضرر زد.
پیرمرد کینه روباه را به دل گرفت. بعد از چند روز روباه را به دام انداخت و تصمیم گرفت از حیوان انتقام بگیرد.
مقداری پوشال را به روغن آغشته کرده به دم روباه بست و آتش زد. روباه شعله ور. در مزرعه به این طرف و آن طرف می دوید و کشاورز بخت برگشته هم به دنبالش...
در این تعقیب و گریز گندمزار به خاکستر تبدیل شد.
وقتی کینه به دل گرفته و در پی انتقام هستیم باید بدانیم آتش این انتقام دامن خودمان را هم خواهد گرفت.
#شیعه
دیدگاه ها (۱۴)

پارت اول راز خون

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

کابوی احمق:۲

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهشتم | آخرین وارثشعله‌های آتش، اطراف ک...

کشاورزی یک مزرعه بزرگ گندم داشت; زمین حاصلخیزی که گندم آن زب...

کشاورزی یک مزرعه بزرگ گندم داشتزمین حاصلخیزی که گندم آن زبان...

داستان بسیاار زیبایی ست کشاورزی یک مزرعه بزرگ گندم داشت; زمی...

کشاورزی یک مزرعه بزرگ گندم داشت; زمین حاصلخیزی که گندم آن زب...

کشاورزی مزرعه بزرگ گندم داشت زمین حاصلخیزی که گندم آن زبانزد...

🌾کشاورزی يک مزرعه ی بزرگ گندم داشت. زمين حاصلخيزی که گندم آن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط