می‌خواستم زندگی کنم،راهم را بستند

می‌خواستم زندگی کنم،راهم را بستند
ستایش کردم،گفتند خرافات است
عاشق شدم،گفتند دروغ است
گریستم،گفتند بهانه است
خندیدم،گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید،می‌خواهم پیاده شوم !

‎‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۰)

جواب داد: سعی می‌کردم آن روز را نه مثل یک هوش مصنوعی که مأمو...

چه بود زندگی؟اگر تو نمی‌رسیدیو مرا از لابلای خون و جنون نجات...

حقیقتا واقعا خستم میدونم شمام خسته اید به هر حال هرکس به اند...

و اکنون الان شاید عمیق‌ترین معنای پختگی همین باشد: اینکه بعد...

های، این هان جیسونگه، پسر تولدی امروز.خیلی خوشحالم که تونستم...

ای آنکه مرا برده‌ای از یاد، کجایی؟بیگانه شدی، دست مریزاد، کج...

‏🐿[۲۱:۰۷ ~ ۲۱:۰۸ به وقت آرژانتین]سلام، من هان جیسونگ، صاحب ت...

پیام هانیییی

رمان : تا وقتی که عاشقت بشم

🌷 بیوگرافی دختری که بلوبری دوست داره 🌷من ..…..... هستم؛ دختر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط