تو ایستگاه اتوبوس زیر بارون پسر بچه ای رو دید و ازش پرسید

تو ایستگاه اتوبوس زیر بارون پسر بچه ای رو دید و ازش پرسید والدینت کجان و گفت پدر و مادرش ولش کردن دلش برای پسر بچه سوخت و اون و با خودش به خونش برد.
گذاشتش تو حموم و لباساشو در اورد تا بشورتش رفت بیرون که حوله بیاره
وقتی برگشت مرد قد بلند و مو مشکی رو دید که دستاشو به وان تکیه داد و با چشمای خمار بهش گفت:
منتظرت بودم بیبی!

اسم فیک: زیر ماه خونی/under the boold moon
کاپل: هیونلیکس
ژانر: عاشقانه/فانتزی/کمدی/اسمات

❌فیک تو واتپده❌
آیدی واتپد: volkas_s@

🌀این قسمتی که خوندید یه چیز کلی بود و فیک طولانی تر هست و فقط به این تیکه خلاصه نمیشه.
برای رسیدن به قسمت اصلی داستان صبور باشید لطفا.

اصکی ممنوعه هر گونه کپی برداری در تمام پیام رسان ها ممنوع هست و پیگرد قانونی داره.

خوشحال میشم فیک و بخونید و نظراتتون و باهام به اشتراک بزارید💓


#فیک#فیکشن#هیونلیکس#استری کیدز#هیونجین#فیلیکس#فیک#فیکشن#هیونلیکس#استرس کیدز#فیک#فیکشن#استرس کیدز#هیونلیکس
دیدگاه ها (۷)

the missing link part¹⁹سوهی: تو نارا رو از کجا میشناسیجونگکو...

معامله نهاییپارت ۵۷۸۸۷۴۳۴۷۸۹۶۴۴۷۸۷۵کیکو بی وفا ولم کرد تا به...

اشتباه‌خاص!پارت⁵-:لباساشو عوض کرد..اروم ب سمت مبل پسر اومد.....

اشتباه‌خاص!پارت⁵-:لباساشو عوض کرد..اروم ب سمت مبل پسر اومد.....

پارت ۱ (درخواستی)

فن فیک لیوایهان پارت ۲به اطرافش نگاه کرد پسر بچه ای رو دید ک...

چند شاتیpart: ⁷جئون در اتاق پسر رو به زور باز کردو با بدن بی...

part_20#آرتیست_منحرفjin:خب راستش نه...منم اونقدرا نمی‌شناسم ...

جراح قلب( پارت 5)

من برات مهم نیستم؟)پارت 1ات : ای بابا فینیکس بیا اینجا فینی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط